آبادیام در اوج ویرانیست
آرامشم دریای توفانیست
جانم کویری تشنهلب، اما
اقلیم چشمانم چه بارانیست!
با خندهام شادی نکن هرگز
در خندههایم، دردِ پنهانیست
غم، قطره و آزادیام، دریا
دریای من در قطره، زندانیست
آوارهاند ابیات من، آری!
این شعر، مجنونی بیابانیست
مدهوش و مستم بسکه هشیارم
هشیاریام از فرط حیرانیست
دیگر غزل گویای دردم نیست
شعری که خواندی شعر پایانیست...
#بیژن_صادقی
@alikameli80
@koochebaghekhatere