📌 فرصتسوزی در دیپلماسی؛ چرا مسکو و پکن را کنار گذاشتهایم؟
🔹 وقتی ترامپ برای مهار قیمت نفت سراغ پوتین میرود
در پی افزایش تنش در تنگه هرمز و صعود قیمت نفت، ترامپ از توافق با پوتین برای افزایش عرضه جهانی گازوئیل روسیه خبر داد؛ خبری که موقتاً جلوی رشد قیمت نفت رو گرفت. این اتفاق، در کنار خبر رفع محدودیت صادرات فرآوردههای نفتی چین، یه واقعیت مهم رو نشون میده: ترامپ وقتی منافع اقتصادی آمریکا به خطر بیفته، برای همکاری با روسیه و چین هم محدودیتی قائل نیست.
این دقیقاً همون نکتهایه که بارها بهش اشاره کردیم: هرچه هزینه تنش برای آمریکا بیشتر بشه، احتمال پذیرش میانجیگری روسیه و چین هم افزایش پیدا میکنه. پوتین تا الان چند بار، مستقیم یا از طریق واسطهها، پیشنهاد میانجیگری بین تهران و واشنگتن رو مطرح کرده، اما پاسخ روشنی دریافت نکرده. با این حال، جریانی در داخل همچنان بر مسیری اصرار داره که نهتنها نتیجهبخش بودنش اثبات نشده، بلکه تجربههای اخیر هم ضعفهای جدی اون رو نشون داده.
🔹 کاهش تنش بدون گرفتن امتیاز، چه فایدهای داره؟
طرفداران این رویکرد معتقدن برای مذاکره با ترامپ باید ابتدا تنش رو کاهش داد؛ اما تجربه نشون داده کاهش تنش یکطرفه، لزوماً آمریکا رو به توافق نزدیکتر نمیکنه. عقبنشینی در تنگه هرمز مانع تهدیدهای ترامپ نشد؛ او در سخنرانی سازمان ملل دوباره ایران رو تهدید کرد و در مذاکرات هم موضع سختگیرانهای گرفت.
مشکل اینجاست که با کاهش اهرمهای فشار ایران، واشنگتن انگیزه کمتری برای پذیرش میانجیگری مسکو و پکن پیدا میکنه. وقتی ترامپ احساس کنه میتونه بدون پرداخت هزینه، فشار رو ادامه بده، چرا باید به میانجیگریای تن بده که ممکنه محدودیتهایی برایش ایجاد کنه؟
🔹 تجربه توافق اسلامآباد رو فراموش نکنیم
اشتباه دیگه اینه که تصور کنیم برای نتیجه گرفتن از مذاکره با ترامپ، نیازی به میانجی نداریم. تجربه توافق اسلامآباد نشون داد مسئله فقط رسیدن به توافق روی کاغذ نیست؛ ترامپ حاضر نیست توافقی رو که در اون به ایران امتیاز داده، بهعنوان امتیازدهی آمریکا بپذیره. برای همین تلاش میکنه در میدان، با جلوگیری از انتفاع ایران، توافق رو بیاثر کنه.
بعضی از بانیان و حامیان این توافق بهجای بازنگری در محاسبات خودشون، کسانی رو مقصر جلوه میدن که تلاش کردن جلوی نقض توافق رو بگیرن. این شیوه برخورد، بهجای اصلاح راهبرد، صرفاً اشتباهات گذشته رو تکرار میکنه.
🔹 چرا از ظرفیت روسیه و چین استفاده نمیکنیم؟
درحالیکه پیشنهادهای مکرر روسیه برای میانجیگری با بهانههایی مثل «خود روسیه درگیر جنگه» کنار گذاشته میشه، اقدام جدیای هم برای تقویت نقش چین در مذاکرات منطقهای دیده نمیشه. این در شرایطیه که طرح چهارمادهای شی جینپینگ نشون میده پکن برای ایفای نقشی فعالتر در شکلدهی به نظم آینده خاورمیانه ظرفیت و اراده سیاسی داره.
البته نه روسیه و چین فرشته نجات ما هستن و نه میانجیگری اونها تضمینکننده توافقه. هر دو کشور منافع خودشون رو دنبال میکنن و ممکنه در ازای نقشآفرینیشون امتیازاتی بخوان. اما بحث بر سر اعتماد بیقیدوشرط به اونها نیست؛ بحث اینه که چرا باید ظرفیتهای موجود برای افزایش قدرت چانهزنی ایران رو نادیده بگیریم و دوباره به مذاکره مستقیم با افرادی مثل ترامپ، ویتکاف و کوشنر دل ببندیم؛ افرادی که رفتار و مواضعشون بارها بیثباتی خودش رو نشون داده؟
🔻 حاصل این فرصتسوزی چه خواهد بود؟
ادامه این مسیر میتونه فشار اقتصادی و اجتماعی بر ایران رو افزایش بده و کشور رو در موقعیتی قرار بده که برای خروج از بحران، به عقبنشینی از خطوط قرمز هستهای، موشکی و منطقهای تن بده. اگر راهبرد طرف مقابل هم همین باشه که با گذشت زمان و افزایش فشار، ایران رو به امتیازدهی بیشتر وادار کنه، نتیجه چیزی جز تضعیف قدرت بازدارندگی و زمینهسازی برای جنگهای بعدی نخواهد بود؛ چه در دوره ترامپ و چه در دولتهای آینده آمریکا.
💢 حرف آخر
دیپلماسی مؤثر یعنی استفاده از همه ابزارهای قدرت برای گرفتن امتیاز، نه کاهش یکطرفه فشار و امید بستن به تغییر رفتار واشنگتن. مذاکره با میانجیگری روسیه و چین ممکنه دشوار باشه و حتی به نتیجه نرسه، اما کنار گذاشتن این ظرفیتها بدون بررسی جدی، درحالیکه تجربه مذاکرات مستقیم هم نتایج قابل اتکایی نداشته، چیزی جز فرصتسوزی نیست.
❤️ @Alghadir_fa
Post #5383
569

- 👍 3
- ❤ 1