ادامه یادداشت 👇
▪️
رها شدگی اختیاری معبد مادیو اما مطلب دوم. جناب دکتر عسکری هم کوتاه بدان اشاره داشتند. اینکه دژ و معبد مادی تپه مرتفع ازبکی از دورهای به دلایل نامعلوم و به یک باره رها شده!
در این قسم از گفتارم سعی بر معلوم کردن این نامعلوم عجیب دارم که اتفاقا از منظر تغییر و تحولات سیاسی و اجتماعی بسیار با اهمیت است و نتایج تحلیلی آن بسیار شنیدنی.
این به یک بارگی رها شدن در کدام بازه تاریخی اتفاق افتاده؟ بنا بر اطلاعات باستان شناختی فعلی، جواب آن بازهای است در حدود اواخر دوران مادها و اوایل دوران هخامنشی.
بنا بر گزارش باستان شناختی ارزشمند جناب دکتر یوسف مجیدزاده، طی عملیات اکتشاف، به نکته و داستان عجیبی برمی خوریم.
مهم ترین و بزرگ ترین عمارت مجموعه ازبکی یعنی ساختمان معبد مرکزی، با تلی از خشت پر شده بود. خشتهایی بنایی شده با ملات، تمام فضای داخل معبد را پر کرده بود! درب ورودی معبد هم با دیوارهای قطور از سنگ و ملات کاملا بسته شده بود.
تخلیه این حجم از خشتها زمان بر ترین و حساس ترین قسمت اکتشافات ازبکی را شامل می شد. هیچگونه آثاری هم از تخریب به دست دشمنان دیده نمی شد جز اینکه این معبد محترمانه گل گرفته شده بود!
و اما چرا ؟ چرا این معبد در بازه تاریخی مورد اشاره به اصطلاح بدین شکل تخته قاپو شده است؟ چه رازی در میان است؟
مطلب جالب اینکه درست در همین بازه زمانی موارد و محوطههای باستانی دیگری هم داریم که معابد آن بدین شکل گل گرفته و تخته قاپو شدهاند. مثل معبد نوشیجان ملایر که بزرگ ترین معبد مکشوفه مادها به شمار می رود. با این تفاوت که فضای داخلی معبد چلیپایی نوشیجان با کیسههای خاک پر شده بودند و درب آن با خشت تا به امروز بسته مانده بود.
اینجاست که دیگر برای کشف ماجرا باید به اطلاعات تاریخی و منطبق سازی این اطلاعات با یافته های باستانی و البته به مطالعه سیر تحولات و جریان های سیاسی تاریخی رجوع کنیم.
کوروش هخامنشی، این بنیان گذار سلسله هخامنشیان را بنا بر گزارشهای مختلف تاریخی می شناسیم و با خصوصیات و منشهای سیاسی وی بسیار آشناییم.
کوروش شاهی صلح منش و حقوق مدار و مماشات پذیر بود و در احترام به دیگر ادیان و باورها زبانزد، ولی آیا این منش سیاسی موفقیت آمیز بود و به دور از سو استفادهها؟ حقیقت خیر!
ما نمی دانیم کوروش چگونه از دنیا رفت، ولی به خوبی می دانیم پس از مرگ کوروش ایران و تمام سرزمینهای فتح شده توسط کوروش به یکباره از هم پاشید. هر گروه و هر قوم و هر مذهبی برای خود مدعی کشورکی شد. اقوام و گروههایی که زیر سایه امنیت و احترام رشد کرده بودند.
این نتیجه اعتماد و احترام بیش از حد کوروش بود به دیگر ادیان و حاکمان قوم ها. می دانم جای بحث دارد ولی این حقیقت ماجرا است در عمل.
و اما داریوش اول هخامنشی، این شاه چندین سال جنگید و تمام ممالک و ایالتهایی را که کورش مفتوح آن بود را دوباره باز پس گرفت.
تجربه مماشات کوروش، تجربه تلخ و آموزندهای بود برای داریوش اول. این شاه دیگر به راه و مشیت کوروش نرفت و مماشات را کنار گزارد. (قابل توجه فدرال گرایان امروزین!).
وی پس از فتح و سرکوب شدید شاهکان مدعی که گزارش آن را در سنگ نبشته بیستون (بهستان) آورده، داریوش سیاست یکپارچه سازی سیاسی و اجتماعی را در پیش گرفت. مذهب یگانه مزیدینسا را پذیرفت و یک دم تمام معابد غیر مزدینسا را با احترام گل گرفت و تخته قاپو کرد.
دقیقا هم این حرکت را در کتیبه بیستون گزارش کرده با این عبارت: "معابدی را چند بربستم و معابدی را از نو تاسیس کردم"
در ادامه این سلسله از اصلاحات مذهبی، قانون نامهای را وضع کرد با این عنوان وندیداد (ون دیو داد، قوانین ضد دیوان)
ما نمی دانیم و بهتر است بگویم شواهدی قطعی نیافتیم تا به طور قطع اظهار کنیم معبد ازبکی پرستشگاه کدام ایزد بوده. شاید ایشتار یا مردوک یا میترا...
ولی کوتاه عرض کنم معبد ازبکی طی همین فرایند و به دست داریوش هخامنشی و بدون تخریب و با احترام ، برای همیشه بسته شد.
داریوش هخامنشی در سیاست یکپارچه سازی ایران همان راهی را در پیش گرفت که دوهزار سال بعد شاه عباس صفوی برای یکپارچه سازی ایران کرد (رسمی کردن مذهب تشیع در ایران).
تاریخ ایران ما بسیار زیباست و هر زیبایی نقابیست پوشاننده اسرار و حکمتها.
۷ مهر ۱۴۰۵
🎥
کهن دشت البرزایرانمهر
@alborzology▫️
وبلاگ ۱▫️
وبلاگ ۲▫️
اینستاگرام▫️
آپارات