اکنون که به چشم تو همان گردم و ناچیز
دستی بکش و پاک کن از آینهام نیز
دلکندهام از شاخه و بازیچهی بختم
برگم که فروریخته بر مقدم پائیز
جویم که مسیر سفرش خورده به مرداب
ای سنگ! اذیت نکن این دفعه تو برخیز
دیریست که از پیش و پس خویش دریدهست
بیهوده به پیراهن من چنگ نیاویز
من سایهسر هر که شدم خیر ندیدهست
از این منِ چون سقف ترکخورده بپرهیز
شاعر نه! حسابم نکن این مایهی خندهست
مانند حسین ابن علی خواندن چنگیز
ساکت شدهام تا که نرنجند خلایق
مصداق نیابد شتر و غمزه و جالیز
#مولاداد_رستمی
@ml_rustami
Post #136
166
Forwarded from مولاداد رستمی