💢اراک شهر مهندسی ساز اما در حال تخریب توسط نامهندسان مهندس نما
🔸به مناسبت روز اراک
در خصوص روز اراک و تاریخچه آن زیاد سخن گفته شده است که از تکرار آنها پرهیز میکنم. اما کلیدواژه این روز پیوندش به نام امیرکبیر است. پیشتر نیز نوشته بودم که امیرکبیر منشأ نوآوری و از سرآمدان ایران نوین بوده است و هرگونه گذشته پرستی و تقدس سازی تاریخی از گذشته به نحوی که مانع توسعه و نوآوری و اصلاح و پیشرفت شود با رویکردی امیرکبیر در تضاد است.
واقعیت این است که اراک یک شهر تاریخی نیست و به نسبت دیگر شهرهای ایران و خاورمیانه یک شهر کاملا جدید محسوب میشود. تاریخی نبودن نه یک عیب بلکه میتواند به عنوان یکی از اولین شهرهای مهندسی ساز کشور برای ما یک حسن و مزیت باشد. اما آیا از این مزیت بهره برده ایم یا به بواسطه اصرار افراطی بر هویت تاریخی، مزیت مهندسی خود را نیز از دست داده ایم؟
از منظر اقتصاد کلان، جایگاه اولیه شهر اراک به زبان امروزی یک هاب اقتصادی منطقه برای برخی کالاهای ارزشمند از جمله فرش بوده است که تاجران و بازرگانان و تولیدکنندگان شهرهای مختلف به عنوان مثال کاشانی ها، قمی ها، یزدی ها، تبریزی ها و ... را به خود جذب کرده و حتی بعضی سراهایی از بازار را به نام خود اختصاص داده اند.
از منظر شهرسازی نیز وجود یک بافت شطرنجی و منظم شهری؛ نظم ساخت و ساز و توسعه شهری و حمل و نقل و دسترسیهای تجاری و مسکونی را تسهیل میکرد. این بافت شطرنجی منعطف، حتی تا همین سالهای اخیر و پس از انفجار جمعیت شهر نیز پاسخگوی نیازهای شهری بود و از معدود شهرهایی بودیم که بدون ایجاد گرههای ترافیکی عمده، ترافیک را در خود پخش میکرد البته اگر به واسطه هنرنمایی مدیران شهری، زندگی مردم و بافت شطرنجی همزمان کیش و مات تصمیمات خلق الساعه مهندسی نما نشود!
اما وضعیت اکنون اراک چگونه است؟ اقتصاد شهر در حال افول است، در جذب سرمایه ناتوان اما در فرار سرمایه پیشرو هستیم! گرچه نابسامانی های عمده در کشور وجود دارد، اما در همین شرایط یکسان، پیشرفت شهری ما در مقایسه با شهرهای هم تراز خود و حتی شهرستانهای کوچک تر از خود وضعیت مناسبی ندارد و این بیانگر وجود برخی کاستیهای مهم در نگاه مدیریت شهری ما نسبت به دیگر شهرها است. حتما بارها این گزاره را شنیده اید که((همه شهرها پیشرفت میکنند به جز ما)) و یا این کلام تکراری از زبان مسافرینی که سالها از اراک مهاجرت کرده اند: ((هیچ چیز تغییر نکرده و همه چیز مثل همون موقع هاست))! البته قصد اطلاق این عبارت را ندارم ولیکن «تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها»
من یک آفت بزرگ که مدیریت شهری ما را به این روز انداخته است دوری از اعتدال و انعطاف در تفکر سیستمی و مدیریتی و افراط و تفریط در دوگانههای (تاریخ - مدرنیسم)، (محیط زیست - توسعه)، (منافع فردی- منافع عمومی) و دیگر دوگانهها میدانم.
در این نوشته مجال پرداختن به همه این دوگانه ها نیست اما به عنوان نمونه و به جهت میزان رنگ و بوی تاریخی که این روز اراک پیدا کرده است به دوگانه (تاریخ - مدرنیسم) اشاره کوتاهی میکنم. ما به جای آنکه در این شهر به «محتوای» تاریخ شهر که همانطور که توضیح داده شد «شهر مهندسی ساز تجارت محور» است بپردازیم و این محتوا را تعمیم دهیم و به روز رسانی کنیم، آنقدر سفت و سخت به «صورت» و «شکل» تاریخ چسبیده ایم که وزنه ای بر پای این شهر برای حرکت شده است و بر ضد «محتوای» محوری خود حرکت میکند و هم شهر را هم از مهندسی بودن خارج میکند و هم سبب فراری شدن تاجر و سرمایه گذار میشود.
سخت گیرانه ترین ضوابط ساخت و ساز را به اسم (و نه به رسم) تاریخ و محیط زیست به شهر تحمیل کرده ایم که خروجی آن کسب پایین ترین آمارهای ساخت در نظام مهندسی کشور، افزایش قیمت خرید و اجاره مسکن، رشد سکونتگاههای غیر رسمی، تشدید و تعمیق بافتهای فرسوده و خطرناک و ناایمن و نیز تجاوز به عرصه های طبیعی اطراف شهر برای ساخت و ساز بوده است. ما جغرافیا و محیط زیست خود را به تاریخ باخته ایم، آن هم به «صورت» تاریخ و نه «محتوای» آن. میراث فرهنگی ما آن محتوا و درون مایه سازندگی و تجارت و نوسازی و جذب اقوام مختلف است و نه صرفا یکسری خشت و گل.
اکنون کسانی که قدرت ساخت و تولید ندارند، از چرخه حذف میشوند و یا بسیاری از کسانی که قدرت ساخت دارند به شهرهای دیگر مهاجرت میکنند و یا سرمایه های خود را به بخشهای غیر مهندسی و غیر مولد میبرند. دیگر نه تنها خبری از کاشانی ها و یزدی ها و تبریزیها و قمی ها و... در این شهر نیست، بلکه اراکی ها هم دلی برای ماندن ندارند و این همان میراث مهم فرهنگی است که در حال از دست دادن آن هستیم.
چیزی که اگر امیرکبیر و یوسف خان گرجی اکنون زنده بودند با همان روحیه که ایران نوین و اراک مهندسی را ساختند اکنون این شهر را دچار یک دگردیسی عمیق میکردند، از نظر من اینها مسائلی است که باید در روز اراک دیده و فهمیده شود.
Post #383
967