دو سال است برای درمان پسر خردسالم مرتب به شیراز میروم. بارها از خستگی، کنار دهها همراه بیمار، روی چمنهای بلوار روبهروی مسجد بزرگی در نزدیکی بیمارستان نمازی خوابیدهام؛ مسجدی چند هزار متری که بیشتر اوقات بعد از نماز جماعت بسته است و گاهی مردم در همان بلوار نماز میخوانند.
کاش به همراهسرای بیماران هم فکر کنیم؛ جایی برای استراحت کسانی که روزها و شبها نگران عزیزانشان هستند و جایی برای آسودن ندارند.
مسجد و همراهسرای بیمار، هر دو میتوانند خانه امید باشند. چه خوب است در ساختن بناهای دینی، نیازهای واقعی انسانهای خسته و رنجدیده را هم ببینیم؛ شاید گاهی ثوابِ ساختن یک سرپناه، کمتر از ساختن یک مسجد نباشد.
اسماعیل آذری نژاد
@AkharinTwiit
Post #110989
1.72K


- ❤ 47
- 👍 25
- 👎 1