عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَكَلَّمَهُ شَيْخٌ مِنْ أَهْلِ الْعِرَاقِ فَقَالَ لَهُ مَا لِي أَرَى كَلَامَكَ مُتَغَيِّراً فَقَالَ لَهُ سَقَطَتْ مَقَادِيمُ فَمِي فَنَقَصَ كَلَامِي فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع وَ أَنَا أَيْضاً قَدْ سَقَطَ بَعْضُ أَسْنَانِي حَتَّى إِنَّهُ لَيُوَسْوِسُ إِلَيَّ الشَّيْطَانُ فَيَقُولُ لِي إِذَا ذَهَبَتِ الْبَقِيَّةُ فَبِأَيِّ شَيْءٍ تَأْكُلُ فَأَقُولُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ ثُمَّ قَالَ لِي عَلَيْكَ بِالثَّرِيدِ فَإِنَّهُ صَالِحٌ وَ اجْتَنِبِ السَّمْنَ فَإِنَّهُ لَا يُلَائِمُ الشَّيْخ(محاسن، ج۲، ص۴۹۸ و کافی، ج۶، ص۳۳۵)
حماد بن عثمان گوید: در حضور من، پیرمردی عراقی با امام صادق(ع) مشغول گفتگو بود. امام به او فرمود: چرا به درستی سخن نمی گویی؟(کلمات را درست تلفظ نمیکنی؟) پیرمرد عراقی گفت: به این دلیل که دندان های خود را از دست داده ام و لذا نمی توانم به درستی سخن بگویم. حضرت فرمود: برخی از دندان های من نیز افتاده است، به گونهای که شیطان مرا وسوسه میکند و میگوید: اگر بقیه دندان های خودت را هم از دست بدهی، با چه چیز غذا میخوری؟ ولی من میگویم: لا حول و لا قوه الا بالله.
سپس حضرت به پیرمرد عراقی فرمود: برای غذا از ثرید(نوعی غذای نرم) استفاده کن که مفید است و از روغن اجتناب کن که روغن با بدن افراد پیر سازگاری ندارد.
🔻توضیح: این حدیث به لحاظ سندی صحیح است.
چند نکته درباره حدیث فوق الذکر:
🔻نکته اول: بر خلاف تصورات غالیانه و اسطورهای غلاه، که قائل به عدم آسیب و نقصان در جسم امام هستند، در روایت فوق تصریح شده است که دندان های امام به مانند مردمان دیگر آسیب دیده و از دست میرود.
🔻نکته دوم: بسیاری از غلاه و حتی غیر ایشان از عامه مردم به این توهم دچار گشته اند که شیطان از اغوای معصومین ناامید گشته و اساسأ برای القای وسوسه به سراغ ایشان نمیرود. این نگاه با آیات و روايات زیادی در تعارض است. از جمله همین روایت که در آن تصریح شده است که شیطان نه تنها برای امور بسیار مهم و سنگین، بلکه حتی در امور ساده ای چون از دست رفتن دندان ها، برای وسوسه به سراغ معصومین میرود و امید به اغوای ایشان دارد و امام نیز در پاسخ به وسوسه شیطان، به خدای بزرگ و قدرت او پناه میبرد.
🔻نکته سوم: از ظاهر روایت استفاده میشود که امام از علت بد سخن گفتن پیرمرد عراقی آگاهی ندارد و لذا از علت آن جویا میشود. اینکه امام با علم به این موضوع، از وی چنین سوالی کند، وجه روشنی ندارد.
@ahadisemo