عشق ر،ا تا در جهانی خسته، جا کردم رفیق
خویش را، در شیب بازویت رها کردم رفیق
بعد از آن، تسکین اندوه دلم، شد چشم تو!
ناز میکردم، که در عشقت، خطا کردم رفیق
کم کم ایمانم فقط شد، کعبهی چشمان تو !
در شبی هم چشمهایت را، خدا کردم رفیق
پشت این رویای زیبا، ردّ پای عشق کیست؟
چون تن یخ بسته را،با عشق“ها” کردم رفیق
زود فهمیدم که این آغاز راه بردگیست
هر کجا، از عشق تو، خود را جدا کردم رفیق
پابلندی کرده دنیا، تا به عشق ما رسید
بس که قلبت را لگدکوب وفا کردم رفیق
عشق هم، پا در میانی کردنِ چشم تو بود
هر کجایی که برایش کودتا کردم رفیق
تازه اینها سادگی های دلی ناچیز نیست
من جهان را هم بعشقت جابجا کردم رفیق
آخرش این اشکها شد، دستپخت عشق تو
آن که خود را بر نگاهش مبتلا کردم رفیق
شاه بیت بزم شعرم! باز امشب نیستی
باز جایت، شعر و دیوانی به پا کردم رفیق
علی سلطانینژاد
🌟کانال شعر کلبه✍👇#شعر_دکلمه
❀═༅࿇🍃📚 🍃 ࿇༅═❀
https://t.me/afaltoooon
❀═༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═❀
⭕️[رے اڪــشــن و فــوروارد فــرامــوش نــشــه⭕️
@afltooon
Post #472653
124