بعضی دردا صدا ندارن...
نه فریادی، نه اشکی، نه هیچی
نه حتی حرفی که بشه باهاشون
به کسی فهموند چیشده
فقط یه بغضِ سنگینن
که توی گلوت جا خوش میکنه
یه غصهی که هر شب باهاته
و یه مشت فکرِ لعنتی
که نمیذارن چشمات روی هم بره...
دردِ بیصدا یعنی دلت هزار بار بشکنه
صبح که میشه صورتت رو بشوری،
لباساتو بپوشی
و طوری از خونه بیرون بری
که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده...
یعنی دلت بخواد یکی
فقط یه بار درست نگات کنه،
نه به چشمات، به پشتِ چشمات
نگاه کنه به همون جایی که تمام
غصههاتو
پشتِ یه لبخندِ زورکی پنهون کردی.
دردِ خاموش یعنی
حرفای زیادی برای گفتن داشته باشی،
اما دیگه حوصلهی هیچی نداشته باشی؛
نه چون دردت کم شده نه،
چون از نفهمیده شدن خسته شدی...
یعنی بارها توی دلت فرو بریزی،
اما حتی دیوارهای اتاقت هم نفهمن
چند بار تکههای وجودتو
از روی زمین جمع کردی...
که بعضی وقتا آدم از شدتِ غصه
گریه نمیکنه فقط یه گوشه میشینه،
به یه نقطه خیره میشه
و توی سکوتی که هیچکس نمیفهمه،
با تمام چیزایی که از دست داده
خداحافظی میکنه...
چون هیچکس نمیپرسه
پشتِ این سکوت چه خبره؛
اونم وقتی همه به آروم بودنت
عادت میکنن و نمیفهمن که بعضی آدما
نه از آرامش که از شدتِ خستگی
ساکت شدن
که ای کاش میشد درد رو دید،
کاش میشد بغضهای فروخورده رو شنید،
کاش آدما قبل از اینکه
از درون فرو بریزن،
همدیگرو درک کنن
درد همو بفهمن
که بیهیچ قضاوتی
فقط کنارشون بشینه و بگه:
«لازم نیست چیزی بگی...
میفهمم خستهای؛
لازم نیست وانمود کنی خوبی...
من همینجا هستم،
حتی اگه تمام چیزی که ازت مونده،
چند قطره اشک و یه سکوتِ طولانی باشه.
چون بعضی دردا رو نمیشه فریاد زد...
فقط باید باهاشون زندگی کرد؛
با لبخندی روی لب،
با بغضی پشتِ گلو
و با قلبی که هر شب
بیصدا از خودش میپرسه:
من تا کِی باید این همه درد رو به دوش بکشم
مهــدی_محمـــودی
🌟کانال شعر کلبه✍👇#شعر_دکلمه@afltooon
❀═༅࿇🍃📚 🍃 ࿇༅═❀
https://t.me/afaltoooon
❀═༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═❀
⭕️[رے اڪــشــن و فــوروارد فــرامــوش نــشــه⭕️