به پاسخ خواهری:
پیروی از هوای نفس که بسا لذیذ و گوارا است؟ اگر کسی چنین خوش و خوشحال، زندگی را بگذراند چه چیز را از دست داده است؟
🔸الجواب:
این پاسخ را با این سوال آغاز می کنیم: چرا باید به خدا رو کنیم و بنده واقعی او شده و نفس را به لگام تقوا محدود سازیم؟
اول:
بخاطر بهره وری از نور ایمان و هدایت و مزایای بی شماری که در پی دارد!
بله، انسان در پرتو ایمان و تزکیه نفس به آرامشی می رسد که نظیر ندارد و به معرفتی که همه اش عزت است و به امیدی که یأس و پوچی نمی شناسد؛ به آرمان های بلندی که او را به سمت قله های کمال انسانی می کشاند. هر چند در ظاهر امر مانند یوسف در زندان سپری کند و يا مانند ایوب، در بستر بیماری و فرقي هم نمي كند که اگر چون سلیمان در تخت شاهی تكيه داشته باشد! چه این که هر یک میدانی برای آزمون است و بندة واقعی در هر میدانی که انتخاب شود ادب آن را رعایت كرده و هزینه آن را می پردازد.
دوم:
شاید کسی بگوید که: خیر، مرا زحمت ندهید. همین حالت هر چه هست راضیم، نفسم خوش است، بگذار که از آن آرمانها که حرف می زنی بدور باشم.
در جواب باید گفت:
اولا:
چه کسی گفته که پیروی از هوای نفس همیشه خوشی را به بار می آورد؟ آیا عاقلانه است که چون در لحظات نشه از مواد مخدر، انسان را از واقع تلخ موجود به عالم رویاها و خوشی ها می برد بدان رو آورد و دچار اعتیاد شود؟ مگر آینده های مخوف که در انتظار او است به آن خوشی های خیالی چند لحظه ای می ارزد؟
همین گونه است، پیروی بی چون وچرا از هواهای نفسانی.. بسا دردسرهای غیر جبران ناپذیر را در پی دارد.
ثانياً:
اگر قرار مي بود تا همه چیز دنیا باشد و بس، و آخرت و حساب و کتابی در پی نمی بود تا حدی این انتخاب عادی بود، اما...
با مرگ چه می توان کرد؟
فرصت زندگی که برای ما داده شده است چون ابر به سرعت می گذرد.
ما را بر زمین به خاطر آزمون و يك ماموريت بس كلان آورده اند؛ ماموریتی که به فرشتگان سپرده نشد و آسمان و زمین از آن ابا ورزیدند، به قول شاعر:
آسمان بار امانت نتوانست کشید ** قرعة فال به نام من بی چاره زدند.
و آن: خلافت الهی در روی زمین است تا او را عبودیت و بندگی کنیم و جهان را با ایمان، علم، عدل و شکوفایی آباد سازیم.
البته در عين حال كه مسئولیت سنگین بر دوش ما گذاشته اند همزمان، ما را آزاد گذاشته اند تا هر گونه بخواهیم عمل کنیم. خلافت ما به كار يك دانش آموز در صحنة امتحان می¬ماند؛ دانش آموزي که فقط پارچه سوالات در دست اوست و هر چه بنویسد معلم فقط نظاره می کند. لذا نتیجه کار را از ما پنهان داشته اند، روشن است که نتیجه بعد از امتحان اعلان و عملی می شود.
با ختم فرصت کوتاه زندگی، با نتایج عملکرد خود رو برو می شویم.
از همان لحظة سکرات مرگ، نتایج آغاز می شود.
یا با فرشتگان رحمت الهی سر همراهيم.. با بشارت ها.. با نعمت ها و آسایش ها که اوج آن بهشت است، (همانجا که روزی پدر و مادر ما -آدم و حوا- زندگی می کردند). با نعمتها، آسایشها، راحتی ها، تا جاودانه ها..
پیامبر (ص) فرمودند: زیبایی زن بهشتی به حدی است که اگر الآن یکی از آنها از بهشت سر بلند کرده و نگاهی به زمین اندازد فاصله میان او و این جهان همه از نور جمالش روشن می شود.
آنجا و تنها آنجا جایی است که به همه آرمان ها، آرزوها، و آسایشها می رسیم و از همه اندوه ها، ناراحتی ها، کاستی ها، ضعف ها، - تا جاودانه ها- رهایی می یابیم.
یا –معاذالله- با عذاب ها و ناراحتی ها و تنگی ها و سختی ها روبرو می شویم تا –معاذالله- به اصل منشأ عذابها (جهنم) پایان مان بخشند.
از کجا باید شروع کرد؟
پس چاره ای نیست جز سر نهادن بر آستان الهی و نفس و هوا را با لگام تقوا لگام زدن.
البته راه خدا به معنی تعذیب و شکنجه نفس و او را از همه لذات دنیا محروم داشتن نیست.
این یک تصور راهبانه و خلاف اسلام است.
اسلام، از ما می طلبد تا مرد دین و دنیا، و اهل نعمت و عزت، و صاحب قدرت و عظمت باشیم.
اما:
با حفظ تعادل، که بخشی از هستی ما بخش دیگر را نادیده نگیرد و نابود نکند.
با رعایت عدالت، که حد خود را بشناسیم و به خلق وخلقت الهی آسیب نرسانیم.
او نقشه راه را در اختیار مان گذاشته است.
از طریق پیامبران خویش.
و آخرین پیامش را در قرآن جمع کرده.
و پیامبر (محمد ص) را آموزگار و رهنمای ما قرار داده تا در همه امور زندگی (در بخش فردی، خانوادگی، اجتماعی، سیاسی، تمدنی) از او الگو بگیریم،
از طریق معرفت و شناخت درست سنت و سیرت او، که او خود تجسم واقعی هدایت بوده است.
✍️ضیاء احمد فاضلی، مسئول مدرسه احیاء العلوم
Post #5383
330
- ❤ 8