آوش-میراقربانی فر: مرگ جواد مجابی فقط خاموش شدن یک شاعر نیست؛ او نویسنده، طنزپرداز، روزنامهنگار، منتقد هنر، پژوهشگر و نقاش بود و از آخرین شاهدان نسلی به شمار میرفت که مرز میان ادبیات، هنر و روشنفکری را چندان جدی نمیگرفت.
🔹مجابی ۲۲ مهر ۱۳۱۸ در قزوین متولد شد. برای تحصیل به تهران آمد، حقوق و اقتصاد خواند و مدتی در دادگستری فعالیت کرد، اما خیلی زود مسیرش را به سوی فرهنگ تغییر داد. فعالیت جدی مطبوعاتی او از دهه ۴۰ و با نشریاتی مانند «جهان نو» و «خوشه» آغاز شد و از سال ۱۳۴۷ به روزنامه اطلاعات پیوست. او تا حدود سال ۱۳۵۸ در این روزنامه ماند و مسئولیت بخش ادبی و فرهنگی را بر عهده داشت و به معرفی شاعران، نویسندگان و هنرمندان نسل جدید پرداخت.
🔹او با نشریاتی چون «فردوسی»، «آدینه» و «دنیای سخن» نیز همکاری داشت و مدتی سردبیری دنیای سخن را بر عهده گرفت. مجابی بعدها «شناختنامه احمد شاملو» و «شناختنامه غلامحسین ساعدی» را تدوین کرد؛ آثاری که بخشی از حافظه فرهنگی نسل او را ثبت کردند.
🔹با وجود کارنامه گستردهاش، مجابی خود را پیش از هر چیز شاعر میدانست. «فصلی برای تو»، «زوبینی بر قلب پاییز»، «پرواز در مه» و «بر بام بم» از مجموعههای شعری او هستند. طنز نیز بخش مهمی از آثارش بود و در آثاری مانند «عبید بازمیگردد» به ابزاری برای مواجهه با تناقضهای اجتماعی و تاریخی تبدیل شد.
🔹مجابی همچنین سهم مهمی در ثبت تاریخ هنرهای تجسمی ایران داشت. «نود سال نوآوری در هنر تجسمی ایران» از مهمترین آثار پژوهشی او در این زمینه است.
🔹او در ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، در ۸۶سالگی، پس از یک دوره بیماری درگذشت؛ رفتنی که فقط پایان زندگی یک نویسنده نیست، بلکه کمتر شدن یکی دیگر از شاهدان زنده تاریخ فرهنگی معاصر ایران است
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Post #30744
360