گۆلمه لی=طنز
سؤزلر: خانیم سوسن قربانی
-اتفاقی دۆشموشیدور بو منه اولدو پیام:
بیر معلم وارئدو. -هایؽردا؟
شیلگاندا، بالام
ترجمه: سالها پیش اتفاقی افتاده بود که آن را به من پیام دادند(برایم حکایت کردند)
-یک معلم بود.
کجا؟
-شیلگان فرزندم.
فارسؽدی، کاتا آنام دئمیشلی تات٬ تاتی دی
یاخچی- بیر آز قات- اما چاقالایام لاتی دی
ترجمه:
فارس و به قول مادربزرگم تات٬ تات بود.
خوب بود ولی کمی قاطی داشت. البته بچه ها هم خیلی لات بودند.
-هرنه دئردی«درس اوْخویون.شاید آدم اولاییز
شو اؤزییزچین- سحر بیر گۆن-مقامه یئتییز»
ترجمه:
هرچه میگفت درس بخوانید. شاید که برای خودتان آدمی بشوید و فردا روزی به مقامی برسید-
کیم اشیتردی بئله بیر یاخچی یاخچی سؤزلاری؟
«گئت آقا موعللیم مطل اوْلما»دئیردی گؤزلاری
ترجمه:
چه کسی می شنید این سخنان خوب خوب را
برو آقا معلم معطل نشو میگفت (چشم های شان)
-تا کی بیر گۆن دئملی ناغیل دا«بیر گۆنون بیری»
شوْرونی چیخاردی بیر تنبل جوانمرگین بیری
ترجمه: تا که یک روز همانطور که در قصه گفته میشه روزی از روزا....
شورش را در آورد یک تنبل جوانمرگ شده
-میزلارین تئیینه گئتدی مونا-اوْنا باتماقا(چاتماقا)-
خودکارینه پرتقالین پوستون سالوو آتماقا-
ترجمه:
زیر میزها رفت که این و آن را اذیت کند.
داخل خودکارش را از پوست پرتقال پر کرده و به سمت این و آن پرتاب کند.
-بو دئدی «آقا ! چیمیللئیدی مرا» او دئدی «واخ»-
او بیری دئدی که چاخایدی مرا زنبورش آخ»
ترجمه:این گفت آقا مرا نیشگون می گیرد واخ!
آن دیگری گفت زنبوری که به همرا دارد مرا گزیده.آخ!
-الغرض/ جانیم سیزی چین دئسین. اولدو وضع خراب-
چئخدی حالیندن آقا موعللیم و دۆشدۆ اضطراب
ترجمه:
بالاخره جونم براتون بگه وضعیت خراب شد.
آقا معلم(از عصبانیت) از حال طبیعی خودش بیرون شد و اضطراب همه را فراگرفت.
-شاپ-شاپاتی یاتیردی
دۆز تنبل اۆزونه
قالدی اوغلان، نئچه گۆن نادیم قولاق ویز ویزینه
ترجمه:
سیل-سیلی را خواباند درست به صورت او
چنانکه پسر چند روز به وز وز گوش مبتلا شد.
-بیر گۆن اوْغلان آتاسی-گؤردو بازاردا حضرتی-
حضرت آقا موعللیمی یو چکدور حسرتی-
ترجمه:
یکروز پدر آن پسر آتش پاره آن حضرت را در بازار دید.
حضرت آقا معلم را و حسرت کشید.
-دئدی کی سیلی وروپدور بو معلم اوغلوما
دوستویام دئدی:«سوْروش نمی چین؟ آیری سؤز دئمه.»
ترجمه:
گفت که سیلی زده این معلم به پسرم.
دوست اش هم گفت بپرس به چه دلیل(سیلی زده) حرف دیگری هم نگو.
-گئتدی تا هویزبر(هژبر)بوْیلو-ضرب نن-قارشیسینا-
کی دئسین. او آذری دیل نن. نه ایستئییر گنه-
ترجمه:
رفت آن هژبر قامت به تندی پیش روی او
تا بگوید( با زبان آذری) چه میخواهد دیگر؟
-گؤردو اوْیام گلدی قارشی (شاخ و شانه) چکماغا
قوْیمادی آتا کی قاچسین قورخودان باغا- داغا
ترجمه:
دید او هم به سمت اش شاخ و شانه کشان می آید.
نگذاشت پدر که از ترس فرار کند به باغها و کوه.
-تازه ایستردی دئسین:«گل بورا سن دووار دیبه-
ای کوپک اوغلو! گؤرۆم- سن لات٬ مشهد چه میگه»
ترجمه:
تازه می خواست بگوید
بیا اینجا کنار دیوار ای فرزند سگ!
تا ببینم تو لات مشهد چه میگویی.
-آت کیمین نززت گئدو پسلشدور، شیرین دیل ددور:
«هئچ سؤزو یوْخدور. أتی نی یئ
سۆمه کش پس بده»
ترجمه:
که مثل اسب عقب عقب رفته عقب نشینی کرده به زبانی شیرین گفت:
هیچ عرضی نیست.گوشتای او(فرزندم) مال تو .بخور ولی استخوانش رابه من پس بده.
۱.قدیم اصطلاحی بود که والدین دانش آموزان به اولیاء مدارس میگفتند که گوشت بچه ی من از شما استخوانش از ما
به این معنی که هرجور میخواهید او را تنبیه بدنی کنید (مگر درس بخواند)
یاشاسین خوراسان و بۆتون تورک قیزلاری
قیزلار گۆنو موبارک، قوتلو اولسون
🕊کانال شاعرانه های فرزندان درگز🕊
@abdollgheibishaeraney