رکنالدین مسعود امامزاده، از علمای بخارا در نیمۀ دوم قرن ششم و اوایل قرن هفتم بود و در واقعۀ حملۀ سپاه مغول به شهر بخارا به سال ۶۱۶ق به همراه پدرش که او نیز به رکنالدین امامزاده مشهور است و مفتی بخارا بود، به قتل رسید. عوفی شرح حال مختصری از او در تذکرۀ لباب الالباب آورده (چاپ نفیسی، ۱۵۶) و سه رباعی و یک قطعه از او نقل کرده است. وی بر عوفی سمت استادی داشت.
رکنالدین امامزاده در بخارا مجلس وعظ و تذکیر داشت و نسخهای از مجالس او که شامل متن ۱۴ مجلس است در کتابخانۀ ملی پاریس موجود است (S.P. 69). این مجالس را سیف بن امیرعلی بن شمسالدین سمرقندی به سال ۷۱۰ق در بلدۀ اندکان کتابت کرده است. تاریخ گردآوری مجالس رکنالدین امام زاده مشخّص نیست. اما باید مدتها پیش از قتل او صورت گرفته باشد. زمان برگزاری این مجالس احتمالاً اواخر قرن ششم یا حداکثر دهۀ اول قرن هفتم هجری بوده است.
فاضل ارجمند جناب علی صفری آق قلعه شرحی در باب این مجالس در گزارش میراث نگاشته است (شمارۀ ۷۶-۷۷). رکنالدین امام زاده در مجالس خود شعر بسیار میخوانده و صفری آق قلعه به اهمیت این اشعار اشاره کرده و به بررسی دوازده بیت از قصیدۀ معروف رودکی (باد جوی مولیان آید همی) پرداخته است. غیر از رودکی، صفری آق قلعه اشعاری از فردوسی، منوچهری، عمعق بخارایی، مسعود سعد سلمان، امیر معزّی، سنایی، انوری، مجیر بیلقانی، جمالالدین اصفهانی و رضیالدین نیشابوری را در مجالس رکنالدین امامزاده شناسایی کرده است. رکنالدین در مجالس خود اشارتی به نام هیچ کدام از سرایندگان اشعار نکرده و این امر چندان غریبی نیست. وی رباعیاتی نیز بدون اشاره به نام گوینده تقریر کرده که ممکن است برخی از آنها سرودۀ خود او باشد.
سه فقره از رباعیاتی که رکنالدین امامزاده در مجالس خود بر زبان رانده، به عین عبارت یا با تغییراتی در کلیات شمس دیده میشود که به بررسی آنها میپردازیم. مولانا احتمالاً با مجالس رکنالدین امامزاده آشنایی داشته است. این رباعی موجود در مجالس رکنالدین (برگ ۶۷پ):
گفتی که سرشک تو چرا گلگون شد
چون پرسیدی با تو بگویم چون شد
خونابۀ سودای تو میپخت دلم
چون جوش برآورد ز سر بیرون شد
هم در مقالات شمس تبریزی یافت میشود (ص ۷۶) و هم در مجالس سبعه مولانا (ص ۸۲). رباعی سرودۀ فخرالدین مبارکشاه مرورودی است (نزهة المجالس، ۲۱۳).
این رباعی عربیِ مجالس (برگ ۶۵ر):
عندی جُمَل مِن اشتیاق و فصول
لایُمکن شرحها بکُتْب و رسول
بل اَنتظر الزّمان و الحالُ یَحول
ان یجمع بیننا فتیصغی و اَقول
به عین عبارت در دیده میشود (۸: ۱۸۶). با توجه به تاریخ تقریر مجالس رکنالدین، امکان ندارد که این رباعی از مولانا باشد.
رباعی زیر (مجالس، ۶۰ر، ۸۱ر):
افسوس که عمر رایگان میگذرد
وین مایه و سود بر زیان میگذرد
ما میگذریم از این جهان وز غفلت
میپنداریم کین جهان میگذرد
به گونۀ زیر در کلیات شمس دیده میشود (۸: ۸۹):
کشتی که به دریای روان میگذرد
میپندارد که نیستان میگذرد
ما میگذریم زین جهان در رحلت
میپنداریم کین جهان میگذرد
این شیوۀ مولاناست که در رباعیات کهن تصرّف و آنها را مطابق ذوق و اندیشۀ خود بازسازی میکرده است. کمّ و کیف این موضوع را قبلاً در همین صفحه نشان دادهام.
مصراع اول رباعی زیر (مجالس، ۱۰۰پ):
هر روز دلم در غم تو زارتر است
غم را به هزار جان خریدارتر است
بی خدمت تو گذاشتن عمر عزیز
بر من ز هزار مرگ دشوارتر است
عیناً در رباعی مولانا آمده است (کلیات شمس: ۸: ۳۶):
هر روز دلم در غم تو زارتر است
وز من دل بیرحم تو بیزارتر است
بگذاشتیام، غم تو نگذاشت مرا
حقّا که غمت از تو وفادارتر است!
و جای دیگر نوشتهام که کل رباعی مولانا بازسازی این رباعی کهن است (رسائل العشّاق، ۳۲۴):
هجر تو ز وصل تو نکوکارتر است
هر روز دل مرا خریدارتر است
هرچند به من وصل سزاوارتر است
آخر غم هجر تو وفادارتر است.
..
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4