TGViewer
کانال اصغر دادبه کانال اصغر دادبه @a_daadbeh · 1.93K subscribers
Post #93 3.28K
پنجاه و دو) گناه خزان

درآمد
در طول تاریخ ادبی ما، شاعران در ستایش بهار مضمون‌ها آفریده‌اند و شعرهای بسیار سروده‌اند؛ شعرهایی که از آن‌ها به «بهاریه» تعبیر می‌شود. گناه خزان چیست که چونان بهار آن را نمی‌ستاییم و از «خزانیه» یا «پائیزیه» سخن نمی‌گوییم؟!

خزان، آن‌گاه که در برابر بهار قرارمی‌گیرد، تقابلی را بر ذهن آدمی چیره می‌سازد که نتیجۀ آن حکم به دلپذیری بهار است و نادلپذیری خزان! از همین تقابل است که تعبیرهایی چون «بهار عمر» و «خزان عمر» زاده می‌شود و بهار، نماد زندگی و نماد آغاز می‌گردد و خزان، غارتگری می‌شود نماد مرگ و نماد پایان:
می بیاور که ننازد به گل باغ جهان
هرکه غارتگری باد خزانی دانست

گناه روزگار
هنر، که ادبیات هم زیر‌مجموعۀ آن است، چونان فلسفه، تحت تأثیر اوضاع و احوال اجتماعی و سیاسی است. اوضاع و احوال اجتماعی و سیاسی یکی از ستون‌های برافرازندۀ بنای هنر و بنای فلسفه به شمارمی‌آید. همین عامل است که طرز نگاه فیلسوف و طرز نگرش هنرمند را سامان می‌دهد و پدیده‌ای را در نگاه آنان زیبا یا زشت می‌نماید. توجه بدین نکته نیز بایسته است که زیبایی‌های بهار افزایشی است: هوا در بهار معتدل است، سبزه می‌دمد، درخت، برگ و بار می‌دهد... اما زیبایی خزان کاهشی است: از اعتدال هوا می‌کاهد، سبزه‌ها به زردی و خشکی می‌گرایند، برگ‌ها فرومی‌ریزند و درخت‌ها عریان می‌شوند و سرانجام زمینه را برای «احساس ازدست‌دادگی» فراهم می‌آورند! و چون این معانی به اندوهگینی افسردگان بپیوندد خزان‌بی‌گناه در نظر آنان به گناه یغماگری متهم می‌گردد.

دوران حاکمیت سبک خراسانی بر شعر و ادب فارسی دورانی «افزایشی» بود؛ هم به‌لحاظ اجتماعی که بالنّسبه همراه با آرامش بود، هم به‌لحاظ اقتصادی که ظاهراً زندگی مردم همراه با رفاهی نسبی بود؛ البته هر دو مورد در قیاس با دوره‌های بعد، یعنی دوران حاکمیت سبک عراقی و ماجرا‌های دردناک برآمده از حملۀ مغول.

در دوران نخست، دوران حاکمیت سبک خراسانی بر شعر و ادب، شاعرانْ خزان را هم جلوه‌ای از جلوه‌های طبیعت می‌دیدند و به توصیف شاعرانۀ آن می‌‌پرداختند. نمونۀ هنرمندانۀ این توصیف‌ها را در مسمط خزانیۀ منوچهری می‌‌توان دید و می‌توان خواند؛ مسمطی که این‌گونه آغاز می‌شود: «خیزید و خز آرید که هنگام خزان است...». در این مسمط، میوه‌های خزانی هنرمندانه توصیف شده است تا تصویرهایی دلپذیر و هنری از زیبایی‌های خزان پیش چشم آید. در همین دوران است که شاعر‌ (فرخی سیستانی) پدیده‌های خزانی را بت‌های زرین می‌بیند و برگ‌های زرد فروریخته از چنار را دست‌های حنابستۀ دلبران:
هنگام خزان است و خزان را به زر اندر
نونو ز بت زرّین هرجای بهاری‌ست
بر دست حنابسته نهد پای به هر گام
هرکس که تماشاگه او زیر چناری‌ست

تحولات اجتماعی و سیاسی‌ای که در سدۀ پنجم و ششم روی داد و در پی آن آزاد‌فکری فلسفی اسیر ایدئولوژی شد، نابسامانی‌هایی به بار آورد و خوش‌بینی‌ها را به بدبینی و شادی‌ها را به اندوه و برون‌گرایی را به درون‌گرایی بدل ساخت. حملۀ مغول که در اوایل سدۀ هفتم روی داد نابسامانی‌ها و در نتیجه بدبینی‌ و اندوهگینی را به اوج رساند و زمینه را برای برجسته ساختن کاستی‌های یک پدیده، حتی با داشتن ده‌ها جنبۀ مثبت، آماده ساخت و چنین بود که ــ به تعبیر صائب ــ «ورق‌گردانی لیل و نهار» خوش‌بینی نسبی برآمده از آرامش نسبی نیاکانمان را به بدبینی و ناآرامی بدل ساخت و خزان را با آن‌همه زیبایی در چشم آنان به یغماگری بدل‌ کرد که برای رهایی از گزند آن باید دست به دعا برداشت و به خدا پناه برد:
در این چمن چو درآید خزان به یغمایی
رهش به سرو سهی‌قامت بلند مباد!

و دست روزگار، البته به مدد قضای آسمانی، تکرار این تبدیل را سرنوشت تاریخی ما قرارداد؛ سرنوشتی که خداوندگار حکمت و ادب، سعدی، آن را در یک بیت، حکیمانه و هنرمندانه، چنین گزارش کرده است:
کدام باد بهاری وزید بر آفاق
که باز درعقبش نکبت خزانی نیست
@a_daadbeh
More from @a_daadbeh
  1. Mar 10, 2026video post
  2. Mar 9, 2026The owner of this channel has been inactive for the last 1 month. If they remain inactive…
  3. Nov 25, 2025video post
  4. Nov 25, 2025چهل و چهارم: یعقوب لیث و هویت ملی
  5. Nov 2, 2025video post
  6. Nov 2, 2025یادداشت های یکصد و یکم تا یکصد و سوم گزارش‌هایی است از اشکال گوناگون ستیز با هویت ملی مردم…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →