یادداشت های یکصد و یکم تا یکصد و سوم گزارشهایی است از اشکال گوناگون ستیز با هویت ملی مردم ایران از طریق حمله به زبان ملی ایران، یعنی به زبان فارسی.
چنین مینماید این ستیزها و دشمنیها تا کنون دو هدف را دنبال کرده است؛ نخست با هدف نهادن زبانی غیر فارسی به جای فارسی. کاری که انگلیسیها در شبهقاره انجام دادند و روس ها هم کوشیدند در آسیای میانه انجام دهند و آن حکایت گویا و دردناکی است از اهمیت و عظمت فرهنگ ایران و زبانی که حامل این فرهنگ است، یعنی زبان فارسی و مقاومتهای این فرهنگ و این زبان در برابر ستیزها و دشمنیهای بیگانگانی که ستیز و دشمنی با فرهنگ ایران و زبان فارسی وظیفهٔ آنان بود و غمی نبود که دشمن بودند و دریغا که در این ستیز و دشمنی خودیهای فریبخورده و خودفروخته نیز نقشآفرین بودند و هستند و اندوه برآمده از کردار نابخردانهٔ آنان کشنده است؛ خاصه وقتی ایرانستیزان هدف دومشان را دنبال میکنند و آن کوشش برای بیگانه ساختن نوجوانان وطن با معانی بلند نهفته در متون ادب است: در شاهنامه، در خمسه، در مثنوی معنوی و در آثار سعدی و حافظ. هدفشان این است: باید کاری کنیم که نوجوان و جوان ایرانی با محتوای آثار ادبی خود بیگانه باشد تا ایرانی نباشد و ایرانی نماند و... چنین است که درخواست و التماس من از پدرها و مادرها این است که روزی فقط چند دقیقه بگذارید و به کودکان و نوجوانانتان یک جملهٔ گلستان و یک بیت از سعدی یا حافظ یا هر شاعر بزرگ دیگر یاد بدهید. بخوانید و آنها گوش بدهند، یاد میگیرند، و چون یاد گرفتند میشوند سربازان فرهنگی میهن.
در پایان ویدئوی سخنرانیام به یاران تقدیم میشود که در شهر جم، در شب بزرگداشت همکار دانشمند و حافظشناس، جناب آقای دکتر قیصری ایراد شده است.
Post #218
4.2K
- ❤ 8