پنجاه) حکمت ملی در شاهنامه
درآمد
قرار شد با دوست عزیز طبیب ادیب، آقای دکتر زاگرس زند، چهارشنبۀ گذشته، ۳۰ مهرماه، ساعت ۲۱:۳۰ گفتوگویی در باب مسائل حکمی ــ فلسفی در شاهنامه داشته باشیم. زمان موعود فرارسید. ما، هردو، بر سر پیمان بودیم، اما دریغا که «اینترنت» بر سر پیمان نبود. بنابراین کار گفتوگو آنسان که میخواستیم و قرارگذاشته بودیم پیش نرفت. تنها دو پرسش، بهعنوان درآمدی بر بحث «حکمت ملی»، طرح شد و من توانستم به دو پرسش طرحشده پاسخ بدهم.
درآمدی بر حکمت ملی
هر بحثی دارای مقدماتی است. بحث حکمت ملی در شاهنامه هم از این قاعده مستثنا نیست. از جملۀ مباحث مقدماتی مرتبط با بحث حکمت ملی آگاهی از چیستی حکمت و اطلاع از این معناست که چه کسی شایستۀ عنوان حکیم است. طرح مباحث مقدماتی، از جمله در دو پرسش، بهشرح زیر پدیدار شد:
۱) نسبت فلسفه و حکمت؟
۲) چرا به فردوسی لقب حکیم دادهاند؟
در پاسخ به پرسش نخستین چنین توضیح دادم: گاه حکمت و فلسفه نسبت تساوی دارند و فلسفه، در هر معنا که به کار رود، حکمت نیز در همان معانی به کار میرود. گاه، بین فلسفه و حکمت نسبت عام و خاص برقرار است و به فلسفههای اشراقی و عرفانی حکمت گفته میشود.
در پاسخ به پرسش دوم هم گفتم: پاسخ معمول آن است که چون فردوسی جامع علوم زمان خود بود لقب حکیم گرفت، اما به نظر من، علاوه بر جامعیت، از نقش فلسفۀ حاکم در آن روزگار، یعنی فلسفۀ مشائی (فلسفۀ عقلی ــ استدلالی) نیز نباید غافل بود.
گفتوگو پیراسته شد و لُبّ مطلب در زمانی حدود ۱۲ دقیقه در فایلی تصویری فراهم آمد که به پیوست این یادداشت به یاران درگاه (کانال) تقدیم میشود.
@a_daadbeh
Post #87
2.24K