چهل و چهار) خاستگاه دوستی، انسانگرایی
درآمد
پیشتر در دو ــ سه یادداشت از دوستی سخن در میان آمد. همچنین، به مناسبت روز سعدی، اول اردیبهشتماه جلالی، طی سه سخنرانی در لایو یونسکو و لایو مرکز سعدیشناسی از بیانیه یا به تعبیر فرنگیمآبها از مانیفست سعدی سخن گفتم. مرکز جهانبینی سعدی، که با زبان و بیان شاعرانه گزارش شده، «انسان» و «انسانیت» یا به تعبیر خود او «آدمیت» است.
بههمین سبب، از دیدگاه سعدی، هم علمْ آدمیت است، هم عشق. این سخن بدان معناست که علم اگر در خدمت انسانیت یا آدمیت نباشد علم نیست، که: «علم آدمیت است و جوانمردی و ادب/ ورنی ددی بهصورت انسان مصوّری». عشق هم اگر به انسانیت نینجامد و در خدمت آدمیت قرار نگیرد عشق نیست، که: «عشق آدمیت است گر این ذوق در تو نیست/ همشرکتی به خوردن و خفتن دواب را».
با چنین نگرشی است که بنیاد جهانبینیِ سعدی انسان است و انسانیت، و بیانیهٔ جهانبینی او در آن سه بیت معروف گزارش شده است؛ سه بیتی که همچنان تازگی دارد و همچنان گویاترین بیانیهٔ انسانگرایانه است؛ این سه بیت:
بنیآدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بیغمی
نشاید که نامت نهند آدمی
با چنین نگرشی است که نیکیها، یا به تعبیر حکما فضایل، و گرامیتر از همه «دوستی» معنی مییابد و دشمنی رنگ میبازد.
میتوان با مقایسهٔ دو اصل اخلاقی به اهمیت بیانیهٔ سعدی که بخشی از حکمت ملی ایران است پی برد:
ــ این، مشکل شماست. اصل اخلاقی وارداتیای که متأسفانه اینروزها در بسیاری از موارد شنیده میشود.
ــ مشکل شما مشکل ماست:
تو کز محنت دیگران بیغمی
نشاید که نامت نهند آدمی
با پیروی از کدام اصلْ زندگی انسانی معنی مییابد؟
همراه این یادداشت سخنرانی دوبخشی ایرادشده (بهاصطلاح لایو) در مرکز سعدیشناسی، در تاریخ چهارم اردیبهشت ۱۳۹۹ را به یاران گرامی کانال تقدیم میکنم.
@a_daadbeh
Post #75
1.91K