سی و سوم) نوروز، نمادی ایرانی برای یادکرد ایران
ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
جشن نوروز را، که دلانگیزترین عید به شمار میآید، به یاران و نیز به تمام هممیهنانم تبریک میگویم. در یادداشتهای پیش گفتم که در ادبیات ما، ادبیات فارسی، از میهنمان، ایران، به گونههایی چند یاد شده است؛ از آوردن نام ایران در سخن تا یادکرد میهن با نمادهای تاریخ ملی و اساطیر ملی. نیز پرداختن به پرتوهای حکمت ملی در شعر که از همهٔ آنها سخن گفتیم. اکنون یادکرد این نکته بایسته مینماید که پرداختن به جشنهای ملی، بهویژه پرداختن به مهرگان و نوروز، در سخن پارسی نیز بهگونهای یادکرد میهن است و استوار داشتن هویت ملی. آخر کیست، جز مغرضان دگرگونسازِ تاریخ، که نداند نوروز و مهرگان و دیگر جشنهای ایرانی، پرتوهای فرهنگ الهی ــ انسانی ایران است و نوروز، جشن جشنها، هدیهٔ ایران است به جهان. اما آیا نوروز، تنها دمیدن سبزه و گل یا به تعبیر علمایی فقط «سبز شدن علف» است بر زمین تا حیوانها را خوشآید و دیگر هیچ؟! بیگمان چنین نیست که جشن و در پی آن نوروز، دو چهره دارد: پیدا و پنهان؛ ظاهری و باطنی:
ــ چهرهٔ پیدا (ظاهر)، دمیدن گل و سبزه است و دگرگونی طبیعت در پرتو توانایی پروردگار جهان که به گفتهٔ سعدی:
درخت غنچهبرآورد و بلبلان مستاند
جهان جوان شد و یاران به عیش بنشستند
که اینهمه، هم بایسته است برای زندگی، هم نشانهها و نمادهای یکتایی و توانایی پروردگار است که باز هم به گفتهٔ سعدی:
برگ درختان سبز پیش خداوند هوش
هر ورقی دفتریست معرفت کردگار
ــ چهرهٔ پنهان (باطن)، عین «معنویت» است که جشن، اگر در معنی ظاهری عیش و کامرانی و سرور و شادی است از واژه «یسن» اوستائی است، بیانگر برگزاری مراسم ستایش و پرستش و نیایش خدای بزرگ که از آن به «یزشنه» کردن تعبیر میشده که در ایران همهٔ جشنها رنگ دینی داشته است. بر این بنیاد است که حافظ میگوید در پرتو باد نوروزی که از کوی یار (محبوب) میآید میتوان چراغ دل برافروخت و دل را صافی کرد.
بنا به نقل علامه مجلسی (در بحارالانوار)، امام صادق(ع) خطاب به یکی از یاران که از ایشان در باب نوروز پرسیده بود، میفرمایند: در این روز (نوروز) به گرمابه رو، خود را پاک و پاکیزه گردان، لباسهای نوت را بپوش و نمازگزار و دعا کن که خدا تمام گناهات را خواهد بخشید؛ یعنی که نوروز چنین جایگاه و چنین پایگاه معنویای دارد.
نیز آنحضرت فرمودهاند که خداوند جهان را در این روز آفرید و این هر دو سخن در اساطیر ایرانی نیز پیشینه دارد؛ نیایش در نوروز، و آفرینش در این روز... و چنین است که نوروز، بهرغم ستیز غزالیها با آن، پایدار ماند و لقب «پیروز» گرفت، و چنین است که با جان و دل مردم ایران، جان و دل مردمی که در گسترهٔ ایران فرهنگی زندگی میکنند، درآمیخت و در روزگاران آسانی وشادی، همچنین در روزگاران دشواری و اندوه گرامی داشته شد و گرامی داشته خواهد شد. نیز چنین است که در این روزگار، روزگار چیرگی اهریمن کرونا، مردم ایران نوروز را از یاد نبردند ودر گرامیداشت این جشن بزرگ کوشیدند و خواهند کوشید.
آخر، مردم ایران، هم یزدانپرستاند و هم اهریمنان پیدا و پنهان را نیک میشناسند و بر این باورند که سرانجام «چیره بر اهرمن خیرهسر آید یزدان» و نیکی بر بدی پیروز خواهد شد... و چنین است که همگان بر این باورند و همگان بر این باوریم که ستیز با این اهریمن ــ به یاری یزدان و در پرتو جانفشانیهای پزشکان و پرستاران انساندوست میهنمان ــ دیری نخواهد پایید و خورشید پیروزی بهزودی در دل این تاریکی خواهد درخشید، هم بدان شرط که هممیهنان، به سهم خود، با عملی ساختن این شعار که «در خانه میمانیم» و با پیروی از باورها و شیوههای بازمانده در سنتهای نیک ایرانی، پشتیبان و پشتوانهٔ این نبرد باشند؛ این سنتها و این باورها که پلیدی و بیماری و خشکسالی از نشانههای اهریمنی است و اهتمام به پاکیزگی و نظافت و آبادانی، پیوستن به سپاه اهورا برای نبرد با این کاستیهاست.
در پیش گرفتن چنین شیوهای است که موجب میشود تا زمانی نهچندان دور از «شب تار کرونا» چشم به «روز روشن بهار رهایی» بگشاییم و همصدا با حافظ بخوانیم:
روز هجران و شب فرقت یار آخر شد
زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد
آنهمه ناز و تنعم که خزان میفرمود
عاقبت در قدم باد بهار آخر شد
شکر ایزد که به اقبال کلهگوشهٔ گل
نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد
صبح امّید که بد معتکف پردهٔ غیب
گو برون آی که کار شب تار آخر شد
باورم نیست ز بدعهدی ایام هنوز
قصهٔ غصه که در دولت یار آخر شد
@a_daadbeh
Post #55
3.43K