با درود به یاران و همراهان
سیویکم) شاهنامه یعنی ایران
بنا به خواست برخی از یاران و همراهان، گهگاه فایل برخی از سخنرانیهای خود را در کانال میگذارم. متأسفانه فایلها دیر به دستم میرسد. آن فایلها هم که زود به دست میآید، غالباً، کیفیت مطلوبی ندارد. به همین سبب در این زمینه، چنانکه بایسته است، نتوانستهام پاسخگوی یاران باشم.
خوشبختانه فایل صوتی سخنرانی دیشب، یکشنبه ۹۸/۱۱/۲۷ هم زود به دست آمد، هم کیفیت مناسبی دارد و مناسب است برای کانال.
در یادداشتهای سیگانه از عشق و از ایران سخن در میان آوردم که عشق از ایران و ایران از عشق، جدانیست؛ آنسان که میتوان گفت «عشق»، گذشته از آنکه شرط لازم پیوند با میهن است، در «حکمت ملی ایران» ــ که از اضلاع مثلث هویت ملی است ــ و در روششناسی این حکمت، نقشی بنیادین دارد. عقل، در مرحلهٔ نخست، ذهن را میپرورد و عشق، در مرحله دوم، ذهن و روحِ پرورشیافته با عقل (خرد) را تزکیه و تصفیه میکند و آمادهٔ دریافت معانی بلند حکمتی میسازد که در فرهنگ ایران از آن به «حکمت ملی (حکمت اشراقی)» تعبیر میشود؛ حکمتی که اگر بهدرستی تعلیم شود از آن «خردمندی» به بار میآید؛ آنگونه خردمندی که حکیم طوس، فردوسی، از آن سخن میگفت؛ آنگونه خردمندی که در شاهنامه متجلی است و سرانجام آنگونه خردمندی که رهنمای انسان و سعادتبخش آدمی است:
خرد رهنمای و خرد دلگشای
خرد دست گیرد به هر دو سرای
و آخرین سخن آنکه شاهنامه، چنانکه سرچشمهٔ زبان و ادب ملی و تاریخ و اساطیر ملی است، سرچشمهٔ حکمت ملی نیز هست. شاهنامه یعنی ایران و ایران یعنی شاهنامه. در برخی از یادداشتهای پیشین هم گفتهام که یکی از روشهای یادکردایران، در ادب فارسی و حتی در زندگی مردم ایران، یادکرد شاهنامه است؛ شاهنامه، ایران را تداعی میکند و ایران، شاهنامه را.
@a_daadbeh
Post #51
3.68K