TGViewer
کانال اصغر دادبه کانال اصغر دادبه @a_daadbeh · 1.93K subscribers
Post #35 1.88K
بیست و دوم) موضوع عشق

موضوع یا متعلق عشق چیست؟ عشق به چه چیز تعلق می‌گیرد؟ گاه از مردم می‌شنویم که از عشق خود به یک غذا سخن می‌گویند و فی‌المثل می‌گویند: من عاشق چلوکبابم یا امروزی‌ها ــ مثلاً ــ می‌گویند: من عاشقِ فلان نوع پیتزا هستم! یا می‌شنویم که از عشق خود به اتومبیل، خانه، و همانندان آن‌ها سخن می‌گویند. آیا به‌راستی غذا و اتومبیل و خانه می‌تواند متعلق و موضوع عشق باشد و از عشق به آن‌ها می‌توان سخن گفت؟

شدت محبت و علاقه

از عشق به شدت محبت تعبیر کرده‌اند. می‌گویند: دوست‌ داشتن شامل سه مرحله است:
مرحلهٔ اول) ارادت، نخستین گام دوست‌ داشتن؛
مرحلهٔ دوم) محبت، دومین گام در دوست‌ داشتن که فراتر از ارادت است و فروتر از عشق؛
مرحلهٔ سوم) عشق، که از آن به شدت دوستداری و کمال محبت تعبیر می‌شود.
متعلق این هرسه ــ ارادت، محبت و عشق ــ انسان است. هم مرید (متعلق ارادت) انسان است، هم محبوب(= متعلق محبت) و هم معشوق (متعلق عشق). سعدی در یک طبقه‌بندی مبتکرانه از زیبایی‌ها به‌دست می‌دهد، نخست، از زیبایی به «بت» (نماد زیبایی) تعبیر می‌کند. سپس از دو گونه «بت» سخن می‌گوید:
الف) بت‌های‌ بی‌جان، یعنی زیبایی‌های طبیعی، مثل زیبایی کوه و دشت و جنگل، و زیبایی‌های هنری، مثل نقاشی و موسیقی و شعر.
ب) بت‌های‌جاندار، یعنی در یک کلام زیبارویان.
سعدی، ضمن به‌ دست دادن این طبقه‌بندی، بر عشق‌آفرینی بت‌های جاندار تأکید می‌ورزد و در یک غزل به مطلع:

آن شکرخنده که پرنوش دهانی دارد
نه دل من که دل خلق جهانی دارد
این معنا را این‌سان، هنرمندانه بیان می‌کند:
کافران از بت بی‌جان چه‌ تمتع‌ دارند
باری آن‌ بت بپرستند که جانی دارد

پیداست که «پرستیدن آن‌ بت که جانی دارد» عشق‌ ورزیدن با زیبارویان است. چنین است که از دیدگاه صاحبنظران، عشق به انسان تعلق می‌گیرد و محبوب و معشوق، فقط انسان است و البته در مرحله برتر و متعالی، متعلق عشق، خداست.

اما کاربرد عشق برای غیر‌انسان و محبوب و معشوق خواندن پدیده‌های بی‌جان را از دو منظر می‌توان نگریست و مورد تجزیه و تحلیل قرارداد:
یکم) از منظر لغوی، و آن چنان است که دامنهٔ معنایی یک واژه را گسترش دهند تا در پرتو این گستردگی پدیده‌های بیشتری را در بر گیرد. اهل لغت در این موارد از اصطلاح «توسعاً» استفاده می‌کنند. به‌عنوان مثال وقتی عشق را ــ که ویژهٔ انسان است ــ در مورد پدیده‌های غیر انسانی به کار می‌برند (من عاشق فلان غذا یا فلان ساختمان و یا فلان شغل هستم) می‌گویند عشق یا عاشق، توسعاً در این معانی (عشق به غذا و ساختمان و شغل) به‌ کار رفته است.
دوم) از منظر هنری یا بلاغی، که در آن خیال شاعرانه و هنرمندانه نقش‌آفرین می‌شود و در جریان این نقش‌آفرینی، پدیده‌های غیرانسانی (غذا و ساختمان و شغل) را انسانی زیبا یا زیبارویی می‌انگارند که شایستهٔ عشق است و می‌تواند در جایگاه معشوق قرار گیرد. چنین می‌نماید که سعدی با «نان جوین (نان جو)» چنین رفتاری کرده و آن را به مقام «معشوقی» رسانده است:
ای سیر تو را نان جوین خوش ننماید
معشوق‌ من‌ است آنچه به‌نزدیک‌ تو‌ زشت‌ است
بدین نکته توجه داشته باشیم که این هر دو شیوه در این‌گونه کاربردها، توأمان، در کار است.
@a_daadbeh
More from @a_daadbeh
  1. Mar 10, 2026video post
  2. Mar 9, 2026The owner of this channel has been inactive for the last 1 month. If they remain inactive…
  3. Nov 25, 2025video post
  4. Nov 25, 2025چهل و چهارم: یعقوب لیث و هویت ملی
  5. Nov 2, 2025video post
  6. Nov 2, 2025یادداشت های یکصد و یکم تا یکصد و سوم گزارش‌هایی است از اشکال گوناگون ستیز با هویت ملی مردم…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →