TGViewer
کانال اصغر دادبه کانال اصغر دادبه @a_daadbeh · 1.93K subscribers
Post #34 1.95K
بیست و یکم) عشق یعنی معشوق

درآمد
بنیادی‌ترین اصل در عرفان، یعنی در مکتبی که اساس آن عشق است، همانا وحدت وجود است. بی‌آنکه خود را گرفتار اصطلاحات فنی و دشوار فلسفی ــ عرفانی بسازیم می‌توانیم در توضیح وحدت وجود بگوییم: برطبق اصل وحدت ــ که اصطلاحاً از آن به وحدت وجود تعبیر می‌شود ــ وحدت، راست و درست و حقیقی است و کثرت، دروغ و نادرست و غیرحقیقی. به بیان دیگر، در پهنۀ هستی یک وجود مستقل قائم‌به‌ذات داریم که بی‌نیاز است و در برابر آن هزاران وجود غیر مستقل و غیر قائم‌به‌ذات قرارداردکه همگی به آن وجود یگانۀ بی‌نیاز نیازمندند،و از آن‌ها به کثرات تعبیر می‌شود. حکیم نظامی این معنا را به زبانی ساده و بیانی درخور فهم منظوم ساخته است:
زیر‌نشینِ عَلَمت کائنات
ما به تو قائم چو تو قائم به ذات
به آن وجود یگانۀ حقیقی بی‌نیاز در اصطلاح شریعت (دین) می‌گویند «خدا» و در اصطلاح اهل عشق و عرفان می‌گویند «معشوق» یا «محبوب» و یا «دوست»:
گر مخیّر بکنندم به قیامت که چه خواهی
دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را

چنین است که در یک سو با وجود یگانۀ حقیقی واقعی مستقل بی‌نیاز، یعنی خدا یا محبوب (معشوق)، سروکار داریم و در سوی دیگر با وجودهای متکثّر غیرحقیقیِ غیرمستقل نیازمند، یعنی موجودات مختلف در جهان (ماسوی‌الله: آنچه جز خداست) مواجهیم. بدین ترتیب، بدون استفاده از اصطلاحات فلسفی و عرفانی، می‌توانیم به زبان ساده بگوییم: وحدت وجود یعنی وحدت وجود واقعی مستقل.

جمله معشوق است

مولوی در مقدمۀ مثنوی و در پی آن هجده بیت معروف که با نگاهی، گزارشی است کوتاه از آنچه یک عارف می‌تواند و می‌کوشد تا از جهان‌بینی خود به دست دهد، و نیز به دنبال آنچه در باب عشق و اهمیت آن می‌توان گفت، بر اساس اصل وحدت، سخن را این‌سان به سر می‌برد:
جمله معشوق است و عاشق، پرده‌ای
زنده معشوق است و عاشق، مرده‌ای
تا همان اصل بنیادی، یعنی مسئلۀ وحدت وجود را بیان کند و به‌جای این گزارۀ فلسفی ــ عرفانی که: «ماسوی‌الله یعنی تمام موجودات وجودهای ظاهریِ سایه‌مانندِ غیرمستقل هستند»، به زبان شعر و با گزاره‌ای هنری و شاعرانه می‌گوید: «جمله معشوق است و عاشق پرده‌ای (ظاهریِ غیرحقیقی)». مولوی در غزل‌های خود، موسوم به غزل‌های شمس، برای بیان این معنا ــ که مراد از عشق، معشوق است ــ عشق را مخاطب می‌سازد: ای عشق... از آن جمله است این بیت:
ای عشق خندان همچو گل، وی خوش‌نظر چون عقل کل
خورشید را درکش به جل، ای شهسوار هَلْ أتیٰ
و این بیت:
ای عشق برادرانه پیش آ
بگذار سلام سرسری را
و این بیت:
ببر ای عشق چو موسی سر فرعون تکبر
هله فرعون به پیش آ که گرفتم در و بامت
و این بیت:
ای عشق خونم خورده‌ای، صبر و قرارم برده‌ای
از فتنۀ روز و شبت پنهان شدستم چون سحر

چنین است آن‌گاه که با شیوۀ بلاغی اسناد مجازی، به تعبیر علمای علم بیان، عشق در هیئتی انسانی تصویر می‌شود و به‌اصطلاح انسان‌انگاری (شخصیت‌بخشی) صورت می‌گیرد که در این حال‌وهوا، مراد از عشق، معشوق است (از منظر عرفانی) یا دست‌کم معشوق تداعی می‌شود (از منظر ادبی)، مثل این بیت، که باز هم از مولوی است:
من دوش گفتم عشق را، ای خسرو عیار ما
سر درمکش، منکر مشو، تو برده‌ای دستار ما
که لازمهٔ گفت‌و‌گو با عشق، انسان انگاشتن عشق است و انسان‌انگاری پدیده‌ها شگردی بلاغی (هنری) است.
و نیز این بیت:
بارگه عطا شود از کف عشق هر کفی
کارگه وفا شود از تو جهان بی‌وفا
که در این بیت نیز همان شیوه و شگرد در کار است، و ابیاتی نظیر دوبیتی‌ای که آوردیم.

کاربرد عشق در معنای معشوق همچنان در زبان روزمرۀ مردم رایج است و تأییدی است بر آنچه گفته آمد. تعبیری‌هایی از این‌ دست که فی‌المثل عاشقی بگوید: «فلان بانو عشق من است» که مرادش آن است که معشوقِ اوست، حتی برای مردم عادی نیز ناآشنا نیست.
@a_daadbeh
More from @a_daadbeh
  1. Mar 10, 2026video post
  2. Mar 9, 2026The owner of this channel has been inactive for the last 1 month. If they remain inactive…
  3. Nov 25, 2025video post
  4. Nov 25, 2025چهل و چهارم: یعقوب لیث و هویت ملی
  5. Nov 2, 2025video post
  6. Nov 2, 2025یادداشت های یکصد و یکم تا یکصد و سوم گزارش‌هایی است از اشکال گوناگون ستیز با هویت ملی مردم…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →