هفدهم) نقش عقل در دایرهٔ هستی
حکما هستی (= وجود) را به دایره تشبیه میکنند که آغاز آن همان نقطهٔ پایان است. به زبان ریاضی، نقطهٔ صفر درجه همان نقطهٔ ۳۶۰ درجه است. این دایره به دو بخش یا دو قوس تقسیم میشود: از صفر تا ۱۸۰ درجه که به آن قوس نزول میگویند و از ۱۸۰ تا ۳۶۰ درجه که آن را قوس صعود مینامند.
قوس صعود بیانگر مسائل آفرینش است و فلاسفه طرحهای مختلفی از آن به دست دادهاند. یکی از این طرحها طرح افلوطین (پیشوای نوافلاطونیان/ ۲۷۰ تا ۲۰۵ پیش از میلاد) است که از اندیشههای افلاطون و حکمت ایرانی متأثر بوده است. طرح افلوطین در فلسفه و عرفان ایرانی دورهٔ اسلامی تأثیر بسیار داشته است. طبق طرح او از احد (= خدا) نخستین و کاملترین موجود، به نام عقل کل، هستی مییابد.
حافظ در دو بیت از اصطلاح عقل کل برای مضمونپردازی بهره برده است. یکی در غزل شمارهٔ ۱۰۸ (طبق نسخهٔ قزوینی ــ غنی):
ای که انشاء عطارد صفت شوکت توست
عقل کل چاکر و طغراکش دیوان تو باد
دوم در غزل شمارهٔ ۱۱۹:
زر از بهای می اکنون چو گل دریغ مدار
که عقل کل به صدت عیب متهم دارد
از عقل کل، نفس کل و از نفسکل، طبیعت (= نیروهای طبیعی و جهان طبیعت) به ظهور میرسد. آخرین مرتبهٔ هستی هم ظهورانسان است بهعنوان هدف آفرینش (طبق نظر حکمای الهی و عرفا) و بدین ترتیب قوس نزول هستی و به تعبیر امروزیها مسائل جهانشناسی (cosmology) به پایان میرسد.
حافظ دربیتی از غزل ۱۹۳ ــ که من جداگانه در یک مقاله بدان پرداختهام ــ هنرمندانه از این طرح استفاده کرده است:
گر به نزهتگه ارواح برد بوی تو باد
عقل و جان گوهر هستی به نثار افشانند
انسان با آمدن به جهان و دور شدن از اصل خود ــ که همانا اصلی الهی است ــ احساس غربت میکند و میکوشد تا به اصل بازگردد و به تعبیر عرفا به وصال محبوب برسد. به گفتهٔ مولوی:
هرکسی کاو دور ماند از اصل خویش
بازجوید روزگار وصل خویش
از این بازجستن روزگار وصل به سیر در قوس صعود تعبیر کردهاند. انسان با مرکب معرفت در قوس صعود سیر میکند؛ یعنی به مدد معرفت و کشف حقایق به جایی میرسد که باید برسد و وصال با حق (= محبوب) تحقق مییابد. به نظر حکما معرفت، یعنی شناخت حق هم با عقل ممکن میشود. عقل آدمی که همان روح اوست و به سبب اندیشیدن (= تعقل) عقل نام میگیرد، پرتوی از عقل کل است در وجود انسان؛ همان نیرو که از نظر فیلسوفان برترین توانائی او استدلال است و از نظر عارفان، گذشته از استدلال، باید توانائی شهود هم به دست آورد (موضوع یادداشت سیزدهم). مباحث مربوط به قوس صعود را معرفتشناسی یا شناختشناسی (epistemology) مینامند؛ بدان سبب که سیر در قوس صعود با شناخت یا معرفت صورت میگیرد و در پرتو معرفت، دری از جهان حقیقت به روی صاحب معرفت باز میشود.
آخرین نکتهٔ کلیدی آنکه در برخورد با عقل در متون ادبی ــ عرفانی نخست باید تشخیص دهیم که عقل در کدام معنا به کار رفته است؛ در معنای جهانشناسانه یا معرفتشناسانه، چون اگر شاعر عارف عقل را به کار برَد معمولاً بهصورت مطلق (= تک واژه) به کار میبرد و این خواننده است که باید تشخیص دهد گوینده عقل را در کدام معنا به کاربرده است. البته غالب کاربردهای عقل، کابردهای معرفتشناسانه است. در یادداشت بعد نقش عشق را در دایره هستی مورد بررسی قرار میدهیم.
برای مطالعهٔ بیشتر در این باب بنگرید به مقالۀ «نزهتگه ارواح» در مجلهٔ کیهان فرهنگی (اردیبهشت ۱۳۶۸، ش ۶۲، صص ۳۸-۴۱).
yon.ir/1kpSr
@a_daadbeh
Post #28
2.18K