TGViewer
کانال اصغر دادبه کانال اصغر دادبه @a_daadbeh · 1.93K subscribers
Post #23 2.16K
دو‌از‌دهم) عقل و عشق

درآمد
پیش‌تر گفتیم که تقابل بین عقل و عشق در واقع تقابل عقل و دل (= قلب) است و کاربرد عشق به‌جای دل کاربردی مجازی است. اکنون هدف ما از تقابل عقل و عشق در دوازدهمین بحث، طر‌ح یک پرسش بنیادی است؛ طرح این پرسش که آیا اهل عشق، ضدّ عقل‌اند و با عقل کاری ندارند و به گفتۀ خواجه‌ «شحنۀ عقل در ولایت اهل عشق هیچ‌کاره نیست؟»
ما را ز منع عقل مترسان و می بیار
کآن شحنه در ولایت ما هیچ‌کاره نیست
اما آیا بی عقل زندگی کردن و حتی عشق ورزیدن و طریق عشق پیمودن ممکن است؟ این پرسشی است بسیار جدّی و بنیادی که باید بدان پاسخ داد.

بی عقل به سر ‌نرود

بی مدد عقل زندگی ممکن نیست. به گفته حکیم بزرگ، فردوسی، «خرد رهنمای و خرد دلگشای/ خرد دست گیرد به هر دو سرای». به یاد دارم که به عهد نوجوانی وقتی بزرگ‌‌ترها می‌خواستند اندر‌ز بدهند بر خردمندی تأکید می‌کردند. می‌گفتند: خدایا به آن‌که عقل دادی چه ندادی و به آن‌که عقل ندادی چه دادی؟ یعنی که عقل عبارت است از برترین بخشش خدایی. پیش‌تر در یادداشت دهم از کارکردهای چهرۀ باطنی وجود آدمی ــ که از آن به روح تعبیرمی‌شود ــ سخن گفتیم و گفتیم که از روح اندیشنده به عقل و از روح بازشناساندۀ نیک و بد به دل و قلب تعبیر می‌شود. پرسش بنیادی آن است که باید بر کدام کارکرد روح تأکید ‌ورزید؟

یونانیان و به‌ویژه ارسطو، فیلسوف یونانی، و پیروان وی در ایران دوران اسلامی ،که از آن‌ها به فیلسوفان مشّایی تعبیر می‌شود،از جمله فارابی و ابن‌سینا، بر آن بودند که باید اندیشیدن (تعقل/ عقلانیت) را مورد توجه و تأکید قرار داد و این عقل است که شناخت (معرفت) به بار می‌آورد و ره به حقیقت می‌برد. برترین کار عقل هم برهان‌سازی است؛ یعنی به دست آوردن توانایی ترتیب دادن استدلال برهانی که در نگاه فیلسوف برترین و استوارترین گونۀ استدلال است. این گونه نگرش، نگرشی است که از یونان برآمده و وارد ایران اسلامی هم شده است. در فرهنگ آریایی، به طور عام، و در فرهنگ ایرانی، به طور خاص، بر هر دو کارکرد روح تأکید می‌شود: هم براندیشیدن و در استدلال توانا شدن، هم بر بازشناسی نیک وبد، و در نتیجه پشت کردن به بدی و روی آوردن به نیکی، که از آن به تزکیه و تصفیه تعبیر می‌شود و توان شهود (دریافت بی‌واسطه و مستقیم حقیقت) به بار می‌آورد. متفکران ایرانی، به‌ویژه از سدۀ چهارم، عصر بازشناسی و بازسازی هویت ملی (که در جای خود از آن سخن خواهیم گفت)، بر این شیوه تأکید ورزیدند و کوشیدند تا عقل و عشق را توأمان به کار گیرند. به بیان دیگر، کوشیدند تا عقلی فراهم آورند که دارای دو توانایی باشد: توانایی استدلال و توانایی شهود، تا به مدد استدلال به شناخت اموری دست یابد که تجربه‌پذیر است و موضوع بحث در دانش‌های تجربی است و در پرتو توانائی شهود به شناخت اموری دست یابند که نه تجربه‌پذیر است، نه استدلال‌پذیر، و از آن به «حقیقت» تعبیر می‌شود و موضوع بحث در علوم فلسفی است.

اینکه مولوی می‌گوید: «پای استدلالیان چوبین بود/ پای چوبین سخت بی‌تمکین بود» مرادش بی‌ثمر بودن استدلال در حوزۀ حقیقت‌شناسی است که هدف نهایی آن معرفت حق (= حقیقت) است، نه نفی مطلق استدلال که همین بیت، خود ساختار استدلالی دارد و چیزی جز یک استدلال نیست. من در نوشته‌های خود اصطلاح «عقل یونانی ــ ارسطویی» را برای عقل استدلالگر، یعنی عقلی که فقط توان استدلال کسب کرده است، به کار برده‌ام و برای عقلی که توان دو کارکرد دارد، هم استدلال، هم شهود، از عنوان «عقل ایرانی ــ افلاطونی» استفاده کرده‌ام و در حوزۀ حافظ‌شناسی از اصطلاح «خرد رندانه» و «خرد عشق» سود جسته‌ام. توان استدلال از تعلیم و تعلم به بار می‌آید و توان شهود (= دریافت مستقیم) در پرتو اخلاقی شدن و نیکی ورزیدن و به تعبیر عرفانی در پرتو تزکیه و تصفیۀ باطن (= دل= قلب) از طریق زهد ورزیدن یا عشق ورزیدن حاصل می‌شود. در فرهنگ ایرانی غیر از تعلیم و تعلم بر تربیت باطن یا تهذیب نیز تأکید شده است.
@a_daadbeh
More from @a_daadbeh
  1. Mar 10, 2026video post
  2. Mar 9, 2026The owner of this channel has been inactive for the last 1 month. If they remain inactive…
  3. Nov 25, 2025video post
  4. Nov 25, 2025چهل و چهارم: یعقوب لیث و هویت ملی
  5. Nov 2, 2025video post
  6. Nov 2, 2025یادداشت های یکصد و یکم تا یکصد و سوم گزارش‌هایی است از اشکال گوناگون ستیز با هویت ملی مردم…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →