یازدهم) صافیکنندگان دل: عشق و زهد
گفتیم که دو گروه از جویندگان حقیقت یعنی صوفیان و عارفان، دل را جلوهگاه حقیقت میدانند و برآناند که چون دلْ صافی گردد، یعنی صفات منفی (= رذایل) صاحب دل به رصفات مثبت (= فضایل) بدل گردد، جلوهگاه حقیقت میشود و بدین ترتیب کشف حقیقت صورت میگیرد.
دل با دو روش تصفیه میشود: روش زهد و روش عشق.
یکم) روش زهد، روشی است هفتمرحلهای با مرکزیّت زهد، بدین ترتیب: توبه و ورع (= مقدمه)، زهد (= مرکز روش)، فقر، صبر، توکل، رضا (=نتایج روش). توضیح آنکه چون انسانِ رهروِ حقیقت از کردارهای ناپسندیدۀ خود پشیمان شود و توبه کند و از خدا بترسد، زهد میورزد؛ یعنی دنیا را ترک میکند. مقصود از ترک دنیا فرع شمردن این جهان و اصل شمردن جهان دیگر است و دنیا را کشتزار آخرت انگاشتن. نتیجۀ در پیش گرفتن این شیوه آن است که رهروان حقیقت به مقام فقر میرسند و باور میکنند که تنها به خدا نیاز دارند. آنگاه در برابر ناملایمات شکیبا میشوند (= مقام صبر). سپس کار خود به خدا وامیگذارند (=توکل) و به تعبیر خواجه عیشها با لطف خداداده میکنند:
کار خود گر به خدا بازگذاری، حافظ
ایبسا عیش که با لطف خداداده کنی
سرانجام به مقام رضا نائل میشوند و راضی به رضای حق میگردند. در چنین حال و هوا و در چنین وضعی است که دلْ صافی و جلوهگاه حق (= حقیقت) میشود.
پیروان این روش را صوفی و زاهد میخوانند و از مکتب آنان به مکتب زهد، تصوف و تصوف زاهدانه و عابدانه تعبیر میکنند. صورت نهایی روش زهد در کتاب اللّمع فی التّصوف، تألیف ابونصر سرّاج نیشابوری (درگذشتۀ نیمۀ دوم سدۀ چهارم) طرح شده است.
دوم) روش عشق. این روش نیز روشی است هفتمرحلهای با مرکزیّت عشق، بدین ترتیب: طلب (= مقدمه) و آن خواست و کششی است که در آدمی پدید میآید و او را جستجوگر حقیقت میسازد، عشق (= مرکز روش)، معرفت، استغنا، توحید، حیرت، فقر و فنا (= نتایج روش). توضیح آنکه طالب حقیقت، تحت تأثیر زیبایی، به عشق روی میآورد. عشق او را به شناخت معشوق (=معرفت حق) میرساند. معشوق ناز میکند؛ یعنی استغنا میورزد و اعلام بینیازی میکند تا عاشق را بیازماید و روشن سازد که در عشق صادق است یا نه! و چون صدق عاشق محقق گشت درمییابد «که یکی هست و هیچ نیست جز او» (= توحید). در چنین وضعی است که عاشق جمال معشوق را تجربه میکند و در برابر جمال معشوق حیران میشود و خاموشی (= سکوت) پیشه میکند که به تعبیر سعدی، عاشق در چنین حال و هوایی «در اندیشۀ اوصاف معشوق حیران است» و بهناگزیر، خاموش:
نه فراموشیام از ذکر تو خاموش نشاند
که در اندیشۀ اوصاف تو حیران بودم
در پی چنین تجربهای است که رهروِ راهِ حقیقت به پایگاه بلند فقر و فنا میرسد؛ پایگاهی که لازمۀ آن صافی باطن است و تصفیۀ دل؛ دلی که جلوهگاه حقیقت است.
این روش در منطقالطیر عطار گزارش شده است. عطار از هر مرحلۀ این روش به وادی تعبیر کرده و از وادیهای هفتگانه سخن گفته است.
پیروان این روش را اهل عشق یا عارف و مکتب آنان را مکتب عشق یا مکتب عرفان عاشقانه نام نهادهاند.
برای مطالعهٔ بیشتر در این باب بنگرید به مقالۀ معرفیشده در بخش «دهم» و همچنین مقالهٔ دیگری از نگارنده در موضوع «منطقالطیر، صورت نهایی روششناسی مکتب عشق» در مجلهٔ اشراق (س ۱، ش ۲-۳، بهار و تابستان ۸۴، صص ۶۶-۱۰۰).
http://yon.ir/z4iTp
@a_daadbeh
Post #22
2.21K