صد) عشق به میهن، عشق عشقی
امروز ۱۲ تیرماه، درست ۱۰۱ سال از ترور ناجوانمردانهٔ میرزادهٔ عشقی میگذرد. او در ۳۳ سالگی پرکشید در حالی که هنوز در آغاز راه بود و رفتنش داغی جانسوز بر داغهای دل سوختهٔ میهمنمان ایران افزود؛ همان میهنی که او برایش سرود:
معشوق «عشقی » ای وطن، ای مهد عشق پاک!
ای آن که ذکر عشق تو شام و سحر کنم:
«عشق تو در وجودم و مهر تو در دلم
با شیر اندرون شد و با جان به در کنم»
در اینجا منتخبی از غزل شهریار در سوگ اوست:
عشقی که درد عشق وطن بود درد او
او بود مرد عشق که کس نیست مرد او
بر طرف لالهزار شفق پر زند هنوز
پروانهٔ تخیلِ آفاقگرد او
آن نردباز عشق که جان در نبرد باخت
بردی نمیکنند حریفان نرد او
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
عشقی نمرد و مرد حریف نبرد او
در عاشقی رسید به جایی که هرچه من
چون باد تاختم نرسیدم به گرد او
از جان گذشت عشقی و اجرت چه یافت؟ مرگ
این کارمزد کشور و آن کارکرد او
آن را که دل به سیم خیانت نشد سیاه
با خون سرخ، رنگ شود روی زرد او
درمان خود به دادن جان دید شهریار
عشقی که درد عشق وطن بود درد او
Post #202
5.6K


- ❤ 1