پنجاه و شش) یادی از استاد سعادت
روز یازدهم اسفندماه جاری (۱۳۹۹) در انجمن مفاخر، همایشی در بزرگداشت زندهیاد استاد اسماعیل سعادت، که خود بیگمان از مفاخر فرهنگی میهنمان بود، برگزار شد؛ البته به شیوۀ مجازی. من نیز سخنرانی بالنسبه کوتاهی کردم که درپی این یادداشت به یاران درگاه (کانال) تقدیم میشود.
استاد سعادت، در حوزهٔ علوم انسانی، بهگونهای جامعیت داشت. یکی از حوزههای کارهای فرهنگی او «کار ترجمه» بود؛ بهویژه ترجمهٔ آثار فلسفی و در این حوزه آثاری ارجمند و درخور توجه پدید آورد. آخرین اثری که در این زمینه از او خواندم ترجمهٔ «خطابه» بود که از آثار فلسفی ارسطوست؛ ترجمهای شیوا و رسا و روان و دقیق، چونان دیگر ترجمههای آن استاد زندهیاد.
درنگ من در این سخنرانی بر این معناست که سبب تفاوت ترجمههای استاد سعادت با بسیاری از ترجمهها و شیوایی و رسایی این ترجمهها برآمده از استادی مترجم در «زبان و ادب فارسی» است.
در ترجمهٔ آثار فرنگی، در میهن ما، دو جریان پدید آمد:
یکی جریان سطحی غیر اصیل. مترجمان این جریان زبان فرنگی میدانند، اما با زبان و ادب فارسی بیگانهاند یا چنانکه باید با این زبان و این ادب، پیوند ندارند و در نتیجه ترجمههاشان نامفهوم است؛
دوم جریان اصیل. مترجمان این جریان، گذشته از تسلط بر زبان مبدأ، زبان و ادب فارسی را هم نیک میدانند. آثاری چون سیر حکمت زندهیاد فروغی (تألیفی که لازمۀ آن ترجمهٔ بسیاری از متون فلسفی اروپایی بوده است) و آثاری را که استاد سعادت ترجمه کرده به این جریان تعلق دارد. پیوند و انس استاد سعادت با زبان و ادب فارسی و استادی استاد سعادت در این زبان و ادب است که نهتنها ترجمههای او را که اساساً آثار او را مفهوم و ممتاز ساخته است.
@a_daadbeh
Post #100
1.97K