اما مسئله ی جالب اینجاست که فروید متوجه میشه این دو مفهوم از هم جدا نیستند ، چیزی که heimlich است میشه در بعضی کاربرد ها به چیزی پنهان و مخفی هم اساره کند
به همین دلیل برای فروید امر غریب صرفا چیزی نیست که از ابتدا برای ما ناشناخته باشد
اتفاقا یکی از ویژگی هاش اینه که چیزی که باید اشنا باشد ناگهان وجهی نااشنا و ناراحت کننذه از خودش نشون میده
مثلا فکرکن وارد خونه ی خودت میشی ، اون خونه رو با اون دستشویی با اون اسنه با اون راهروست که هیچ تغییری نکرده ، هیچ هیولایی خم وجوذ ندارد اما فکرکن ناگهان احساس نیکنی خونه همون خونه ی همیشگی نیست
همه چیز سرجای خودشه اما فضا نااشناست
و اینجا احساس ناراحتی میکنی نه برای اینکه این خونه رو نمیشناسی ، اتفاقا چون خونه رو میشتاسی وچیزی که اشناست دیگه اشتا به نظر نمیاد میترسی و ناراحتی ، که این همون تکربه اصلی امر غریبه
Post #11103
205