‼️صفحه 6:
"شازده بنگبو در ادامهی سفرش، با یه روباه آشنا میشه که یه شکارچی فوقالعاده قوی بود.
ولی روباه همیشه موقع شکار، درختها و شاخههای توی مسیرش میشکست.
اون بیشتر شبیه یه خرس بود تا یه روباه!
_[هوی، چرا سعی نمیکنی به شاخه ها نخوری؟]
_[چرا باید سعی کنم بهشون نخورم؟ اگه وقتتو صرف اهمیت به چیزای کوچیک کنی، نمیتونی یه شکارچی واقعی بشی.
اگه بخوای پادشاه بنگبو ها رو شکست بدی، نیاز به قطعیت داری.
چرا همیشه تو فکری دوست من؟]
شازده بنگبو سرشو تکون داد.
با خودش فکر کرد:
-[اگه میدونستی من هم یه بنگبو هستم، من رو هم قاطعانه میبریدی؟!]
ولی این رو به زبان نیاورد. چون پوست روباه خیلی گرم بود."
❤️ Channel : @ZenlessZero_IR
🕹️ Our Team: @GameVidiaIR
