صفحه 2 موجود نیست*
‼️صفحه 3:
"یه شازده بنگبو وجود داشت. اون همیشه به شاه میگفت:
_[همه ما بنگبوایم. چرا باید با هم نوعمون بجنگیم؟]
_[دقیقا به خاطر اینکه ما بنگبوایم میتونیم در های گنجینه رو باز کنیم.
دقیقا به خاطر اینکه ما بنگبوایم فقط یکی از ما میتونه تاج رو روی سرش بگذاره.
سرزمین همیشه اینجوری پیش رفته، و همیشه به همین روال کار کرده.
این قانون تثبیت شده است، و تنها جواب ممکن.]
_[نه. نه.
نمیتونه فقط یک قانون توی این دنیا وجود داشته باشه و نه فقط یک جواب.]
ولی پادشاه طمعکار به حرفهای شازده بنگبو گوش نمیداد.
شازده بنگبو آهی کشید. و به آرومی از سرزمین فرار کرد و ظاهرش رو مخفی کرد"
❤️ Channel : @ZenlessZero_IR
🕹️ Our Team: @GameVidiaIR
