قیام علیه فراموشی
(بختیار علی و روایت بقا)
دکتر سجاد قیطاسی - ملکشاهی
#ئەنستیتو_زانست_زاگروس
آثار بختیار علی، رماننویس و متفکر کُرد، به مثابه پروژههایی سیاسی-فرهنگی برای حفظ و بازسازی خاطرات جمعی یک ملت عمل میکنند. رمانهای او در نقطه تلاقی حساس میان حافظه و فراموشی قرار گرفته و به پناهگاهی برای روایتهای سرکوبشده بدل شدهاند. برای درک عمق این رویکرد، میتوان از مفهوم کلیدی «حافظه مقاومت» (Memory of Resistance) بهره جست؛ تلاشی فعالانه برای حفظ و بازگویی خاطراتی که در تضاد مستقیم با روایتهای رسمی و دولتی قرار دارند و اغلب در جوامعی شکل میگیرند که دچار تروماهای جمعی مانند جنگ، نسلکشی، یا سرکوب سیاسی شدهاند (Jelin 2003).
رژیمهای استبدادی همواره میکوشند تا با تحمیل «فراموشی سازمانیافته» (Organized Forgetting)، گذشته را به نفع خود بازنویسی کرده و جنایات و بیعدالتیها را از حافظه تاریخی پاک کنند. در چنین بستری، ادبیات بختیار علی به مثابه یک کنش مقاومتی ظهور میکند. جهان داستانی او مملو از شخصیتهایی است که در جستجوی قطعات گمشده گذشته خود هستند. این سفر نمادین، در واقع فرآیند بازسازی «حافظه ارتباطی» (Communicative Memory) است؛ خاطراتی که در تعاملات روزمره و از طریق داستانهای شفاهی میان نسلها منتقل میشوند و در برابر حافظه رسمی تحمیلی مقاومت میکنند (Assmann 2008).
برای فهم دقیقتر این مکانیسم، نظریات آلیدا آسمن بسیار راهگشا هستند. او میان دو کارکرد اصلی حافظه تمایز قائل میشود: حافظه بایگانی (Storage Memory) و حافظه کارکردی (Functional Memory) (Assmann 2011). این تمایز نخست توسط یان آسمن مطرح شد و سپس آلیدا آسمن آن را در چارچوب حافظه فرهنگی بسط داد (Assmann, J. 1995; Assmann, A. 2011). حافظه بایگانی همچون یک آرشیو عمل کرده و گذشته را بدون قضاوت یا استفاده فعالانه، صرفاً ذخیره میکند. در رمانهای بختیار علی، خاطرات پراکنده شخصیتها، نامههای قدیمی، عکسهای رنگباخته، مکانهای ویرانشده و ...، همگی بخشی از این آرشیو عظیم گذشته هستند. در مقابل، حافظه کارکردی، گذشته را برای اهداف کنونی فعال میکند؛ آن را بازخوانی، تفسیر و بازسازی میکند تا در زمان حال معنایی سیاسی، اجتماعی یا هویتی بیابد. این دقیقاً همان فرآیندی است که رمانهای بختیار علی به آن جان میبخشند و به جامعه این امکان را میدهند که از طریق یادآوری، به بازاندیشی در آینده خود بپردازد.
بر اساس نظریه مشهور پیر نورا، مکانها، اشیاء یا مفاهیمی وجود دارند که به نمادهایی برای به یاد آوردن گذشته تبدیل میشوند و او آنها را «مکان های حافظه» (Lieu de Mémoire) مینامد (Nora 1989). بدین ترتیب، در غیاب مکانهای فیزیکی تخریبشده یا تحریفشده، آثار بختیار علی خود به مثابه «مکان های حافظه» عمل میکنند. برای مثال، در رمانهایی چون «آخرین انار دنیا»، «غروب پروانه»، «جمشیدخان عمویم، که باد همیشه او را با خود میبرد» و «دریاس و جسدها»، خواننده با گذشتهای فراموششده ارتباط برقرار کرده و آن را نه بهعنوان مجموعهای از حقایق خشک تاریخی، بلکه بهمثابه یک تجربه زیسته و عاطفی درک میکند.
سبک روایی بختیار علی اغلب با رئالیسم جادویی مقایسه میشود، اما رویکرد او عمیقاً ریشه در شرایط سیاسی و اجتماعی کردستان دارد. او با در هم آمیختن واقعیت و خیال، تاریخ و اسطوره، مرزهای میان آنچه «واقعی» است و آنچه «روایت» میشود را در هم میشکند. این تکنیک پستمدرن، ابزاری قدرتمند برای به چالش کشیدن روایتهای رسمی و تمامیتخواه است. وقتی تاریخ رسمی دیگر قابل اعتماد نیست، ادبیات میتواند از طریق خیال و استعاره، حقیقتی عمیقتر را بیان کند.
از منظر نظریه انتقادی، میتوان این رویکرد را نوعی «واسازی» (Deconstruction) تاریخ رسمی دانست (Derrida 1997). بختیار علی با نشان دادن شکنندگی و ساختگی بودن روایتهای تاریخی (Ankersmit 2012)، فضا را برای ظهور صداهای به حاشیه رانده شده باز میکند (Hall 1997; Spivak 1988). شخصیتهای عجیب و غریب و رویدادهای فراطبیعی در آثار او، صرفاً تزیینات ادبی نیستند، بلکه در خدمت این هدف قرار دارند: به عبارت دیگر، نشان دادن اینکه تاریخ، یک روایت خطی و واحد نیست، بلکه میدانی برای نزاع حافظههاست. از نگاه استوارت هال، این لحظات فرصتی برای بازپسگیری حق روایت از دست قدرت هژمونیک است (Hall 1997).
#ئەنستیتو_زانست_زاگروس
@zanistzagros
ادامه در کامنت...
Post #1279
3.42K
Telegram attach 📎
- 👏 5
- 👌 5
- ❤ 3
- 👍 1
- 🕊 1