بےمزد بود و مِنَّت، هر خدمتے ڪه ڪردم
یا رب مباد ڪس را، مخدومِ بےعنایت
رندانِ تشنهلب را، آبے نمیدهد ڪس
ڪَویے ولےشناسان، رفتند از این ولایت
از هر طرف ڪه رفتم، جز وحشتم نَےَفزود
زنهار از این بیابان، وین راهِ بےنهایت
روز بزرڪَداشت لسانالغیب، حضرت #حافظ، ڪَرامے باد
𝒵𝒶𝒽𝓇𝒶
Post #36653
618