بیست و نهمین مقاله
دربارهی «متعلق به خودت بودن» بدون اینکه برای احساس کامل بودن به حضور دیگران وابسته باشی است. نویسنده میگوید آدمها ممکن است وارد زندگیمان شوند، دور شوند، تغییر کنند یا مجبور شویم از آنها فاصله بگیریم؛ بنابراین اگر تمام معنای زندگیمان را روی رابطهها بنا کنیم، هر جدایی میتواند مثل فروپاشی احساس شود.
میتوانی آدمها را دوست داشته باشی، بدون اینکه آنها را مرکز زندگیات قرار بدهی.
وقتی کسی از زندگیات میرود، زندگیات همچنان باید متعلق به خودت باشد.
برای معنادار بودن زندگیات، به شخص دیگری نیاز نداری.
تنها بودن به این معنی نیست که ناقص یا ناکامل هستی.
زندگیای بساز که حتی وقتی هیچکس آن را نمیبیند، از آن لذت ببری.
میتوانی دلت برای کسی تنگ شود، بدون اینکه خودت را گم کنی.
ارزش تو به توجه شخص دیگری وابسته نیست.
یاد بگیر از همراهی با خودت لذت ببری.
عشق باید چیزی به زندگیات اضافه کند، نه اینکه تمام زندگیات شود.
یاد بگیر که متعلق به خودت باشی.
لینک مقاله
Post #4569
32
