به مناسبت زادروزش؛ ۱۵ مهر
1. کارمند بودن
شاید عجیب باشد،
اما سهراب کارمند هم بود!
مدتی در ادارهای کشاورزی کار کرد
و در هنرستان هم تدریس میکرد.
اما بعد از مدتی، کارهای دولتی را
برای همیشه کنار گذاشت.
2. فوتبال
یک سهرابِ
فوتبالی هم داشتیم!
او تماشای فوتبال را دوست داشت
و جمعهها به ورزشگاه امجدیه میرفت.
حتی یک بار در «کیهان ورزشی»
دربارهی اتفاقات فوتبال نوشت.
3. نقاشی
سهراب،
اول نقاش بود یا شاعر؟
هردو.
نقاشی برای سهراب آنقدر جدی
بود که در دانشکدهی هنرهای زیبا،
نقاشی خواند و تا پایان عمر
نمایشگاه برگزار کرد.
4. سفر و کشف
سهراب فقط اهل سفر نبود؛
اهل کشف بود.
هند، ژاپن، فرانسه، ایتالیا،
آمریکا، مصر و یونان را دید.
هر سفر، یک تکهی تازه
به جهان هنری او اضافه کرد.
5. ژاپن و هنر شرقی
سهراب برای
یادگرفتن تا ژاپن رفت.
در توکیو، حکاکی روی چوب یاد گرفت
و با هنر ژاپنی آشنا شد.
بعدها، ردپای این نگاه شرقی
در شعر و نقاشیهایش پیدا شد.
6. سختگیری و وسواس
سهراب با آثار
خودش هم سختگیر بود.
آنقدر روی کارهایش وسواس داشت
که گاهی آثار ناتمامش را از بین میبرد.
او حتی معمولاً در افتتاحیهی
نمایشگاههای خودش حضور پیدا
نمیکرد.
و شاید برای شناختن سهراب،
باید دوباره نگاه کنیم.
همانطور که خودش گفت:
«چشمها را باید شست،
جور دیگر باید دید.»
زادروز سهراب سپهری مبارک.
🎙 خوانشی از زنده یاد خسرو شکیبایی
🕶 @YazdUnion