این سه روز واقعاً برام عجیب و سنگین گذشت
خانواده سفر بودن و من و داداشم با گربههام تنها بودیم که یکی از گربهها به خاطر مسمومیت غذایی حالش بد شد
چون خیلی شیطونن در یخچال رو باز کرده بود و هنوز دقیقاً معلوم نیست چی خورده بود
از سهشنبه درگیر دامپزشکی و بیمارستان بودیم و امشب هم دوباره حالش بد شد و چند بار تشنج کرد و مجبور شدیم دوباره ببریمش دامپزشکی
وسط همه این اتفاقا یه پروژه مهم هم دستمه که حتی پروژه مستقیم خودم نیست و نمیتونم با مشتری برای زمانش هماهنگ کنم
تو این مدت کلاً نیم ساعت تونستم بخوابم و الان با سردرد شدید باید هرجوری شده کار رو برسونم
کار رو هرجوری شده باید تموم کنم
فقط امیدوارم حال این طفلک زودتر خوب بشه
Post #267
732
- ❤ 72
- 💔 4
- 😭 1