TGViewer
Channel Public Channel
ꫂ᭪𝒫𝗎𝗆𝗉𝗄𝗂𝗇 𝖦𝗅𝗈𝗐 ⋆⟡

ꫂ᭪𝒫𝗎𝗆𝗉𝗄𝗂𝗇 𝖦𝗅𝗈𝗐 ⋆⟡

@yappingtogether

ㅤ         ‌‌‌ ︶     ིྀ    ࣪ 𑄻𑄾 ࣪     ིྀ  ︶
پاینده ایران، جاوید شاه
ㅤ‎𓋜 𓈒 just a safe place for a girl who's in love with cinema 💕
بات ناشناس: @letsyapbot‌ ‌
Subscribers
311
Photos
537
Videos
106
Links
55

Showing posts older than #625 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #624 98
همینجوری رندوم حوصلم سر رفت-
Post #623 100

Forwarded from ᴇɪʀᴀ

بوی خون پیش از آن‌که دیده شود، خودش را به آدم تحمیل می‌کرد؛ بویی فلزی و سرد، شبیه لمس آهن زنگ‌خورده در یک صبح بارانی. هر نفس، مزه‌ای تلخ و سنگین روی زبان باقی می‌گذاشت؛ انگار هوا با ذرات ریز فلز آغشته شده باشد.
اما چیزی بدتر زیر آن پنهان بود.
بوی گوشت فاسد، آرام و خزنده، در تمام فضا پراکنده شده بود. نه آن‌قدر شدید که فوراً عقب برانی، بلکه آن‌قدر ماندگار که ذره‌ذره در ذهن نفوذ کند. بویی شیرین و بیمارگونه، شبیه میوه‌ای که مدت‌ها زیر آفتاب مانده و به فساد رسیده باشد. هرچه بیشتر در آن فضا می‌ماندی، بیشتر احساس می‌کردی بو به لباس‌هایت، موهایت و حتی افکارت چسبیده است. هوا سنگین بود؛ چنان سنگین که گویی هر دم و بازدم نیاز به تلاش داشت. ترکیب بوی آهن، رطوبت کهنه و پوسیدگی، حس ناخوشایندی ایجاد می‌کرد؛ حسی که از بینی فراتر می‌رفت و در عمق معده جا خوش می‌کرد. اتاق ساکت بود، اما آن بو به‌تنهایی کافی بود تا این سکوت را به چیزی تهدیدآمیز تبدیل کند؛ گویی خود فضا در حال زمزمه کردن رازی قدیمی و فراموش‌شده باشد.
مرد بلاخره توانسته بود دخترش را پیدا کند،
هرچند که باید زمان زیادی می‌گذاشت که تکه های دخترش را از ان قصاب خانه ی کوچک جمع کند و کنار هم بگذارد.
که حتی اگر این کار را هم میکرد باز هم جسد دخترش قابل تشخیص نبود.
البته که آن چشمی که به اشتباه رویش پا گذاشت دقیقا هم رنگ چشم های دخترک گمشده اش بود
آن دختر زیبایی که کل شهر را به خودش خیره میکرد حالا شبیه به کوهی از گوشت و دل و روده شده بود.
محتویات داخلی بدنش روی میز پخش بودند.
کمی طول کشید تا دست و پاهایش را پیدا کند؛ حتی وقتی سر قطع شده اش را پیدا کرد باز هم مطمئن نبود که تکه هایی که دارد جمع می‌کند بدن دخترش هستند. تقصیری هم نداشت، سر قطع شده ای که در دستانش بود نه چشمی داشت نه بینی نه گوش و نه لب.
دخترک بیچاره حتی پوست صورتش و دندون هایش هم سر جایشان نبود و احتمالا گوشه ای از اتاق افتاده بودند.
وحشت زده شد. انگار برای چند ثانیه به کل فراموش کرد که خودش و ساتور توی دستش این بلا را سر دختر نازنینش آورده بودند.
Post #621 94
ꫂ᭪𝒫𝗎𝗆𝗉𝗄𝗂𝗇 𝖦𝗅𝗈𝗐 ⋆⟡ چقدر خوشگل شدددددطدنشمشمشسحسحکشکظکظ

This post (sticker, poll or similar) has no web preview. Open in Telegram

Post #620 100
واییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
Post #619 104
ꫂ᭪𝒫𝗎𝗆𝗉𝗄𝗂𝗇 𝖦𝗅𝗈𝗐 ⋆⟡ poster/هوتن شکیبا🪷HBD ایده از پوستر خوشگل ایشون💘
چقدر خوشگل شدددددطدنشمشمشسحسحکشکظکظ
Post #618 1.04K
poster/هوتن شکیبا🪷HBD
ایده از پوستر خوشگل ایشون💘
  • 💘 4
Post #610 115
«پایان: به معنی نقطه، یا لحظه ی اتمام و نهایت هر چیزی.»
Post #606 119
‼️اسپویل:
Post #604 108
داستان خیلی قشنگی داشت که توی فیلم های ایرانی زیاد ندیده بودم. همینطور ۴ تا بازیگر نقش اصلی که فکر کنم همشون تازه کار بودن خیلی خیلی قشنگ بازی میکردن. باقی بازیگر های فیلم (گوهر خیراندیش، رضا کیانیان، حسن معجونی و…) هم که همشون قدیمی بودن و کارشون رو خوب بلدن. فضای فیلم خیلی قشنگ بود و واقعا نوستالژی بودش. ژانر فیلم اجتماعی درامه و خیلی خیلی خوب این دو تا ژانر رو ارائه میده، همینطور کلی از سکانس ها چاشنی طنز داره و واقعا لبخند رو روی لب هاتون میاره. دیدنش رو واقعا بهتون پیشنهاد میدم💕.
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →