نیل پری عزیزم.
از لحظه اولی که فهمیدی میخوای چه کاری بکنی، میخوای بازی کنی، بازیگر بشی… همون لحظه من خودم رو در تو دیدم. هردومون فهمیدیم به چه چیزی علاقه داریم.
وقتی با وجود سخت گیری های پدرت اولین اجرای خودت رو در تئاتر متوقف نکردی بهت افتخار کردم. تو نشون دادی واقعا کارپه دیم یعنی چی.
حالا بهت قول میدم کاری که نتونستی انجام بدی رو انجام بدم. من به جای تو زندگی میکنم و به جای تو چیزی به سینما اضافه میکنم.
So, I’m gonna act. Yes, yes! I’m gonna be an actor! Ever since I can remember, I’ve wanted to try this. I even tried to go to summer stock auditions last year, but, of course, my father wouldn’t let me. For the first time in my whole life I know what I wanna do. And for the first time I’m gonna do it! whether my father wants me to or not! Carpe diem!