راجع به مفهوم « کمالگرایی » می خوندم . نظرات متفاوتی رو دیدم .
از نظر عرفانی و فلسفی این مفهوم خوبه چون کمال مطلق خداست
و میل انسان به کمال رو هم خدا توی وجود ما قرار داره و این میل
باید در مسیر رسیدن به خدا صرف بشه و در واقع فقط توی این مسیر ارضا میشه
حقیقتا هر چی پیش میره روح تشنه تر میشه برای رسیدن به اون کمال مطلق یعنی خدا .
یه نظر دیگه هم بود که کمالگرایی رو توی زندگی روزمره و رفتار ها و چیز هایی که توی زندگی به دست میاریم بررسی کرده بود .
میگفت از بچگی به ما گفتن شاگرد اول کلاس بشیم یا بهترین باشیم قشنگترین لباس رو بپوشیم بهترین رفتار رو داشته باشیم ،اشتباه نکنیم ، قهرمان باشیم و شکست نخوریم ، همیشه موجه باشیم به هر قیمتی و با این استاندارد های سختگیرانه و غیر واقعی که ما رو مجبور می کردن مطابقش عمل کنیم پرورش دادند . گذشت و گذشت و ما از اشتباه کردن ترسیدیم از اینکه معمولی باشیم از اینکه نتونیم کامل باشیم و انقدر ترسیدیم که منطقه ی امن زندگی ما کوچک و کوچک تر شد . انتظاراتمون از خودمون و اطرافیانمون بیشتر شد به حدی که بابت هر اشتباه یا کامل نبودن اطرافیانمون رو حذف کردیم و مدام توی ذهنمون خودمون رو سرزنش کردیم ...
در نتیجه این دو تا تعریف کنار هم معنا پیدا میکنه کمال گرایی آمیخته با رقابت که معیار سنجش اون هم استاندارد های نا معلوم و غیر منصفانه اس واقعا آسیب زننده اس . از ژست قهرمان بودن و نداشتن نقطه ی ضعف اگر بیرون بیایم و شکست ها و ضعف ها رو قبول کنیم راحت تر به کمال می رسیم . در مسیر کمال و پیشرفت حرکت کردن با وجود شکست ها و کاستی های که خواهیم داشت چیزی از ارزش های خود ما و مسیر و هدف ما کم نمیکنه .
Post #1025
61
- ❤ 1