از خاطرات بد:
مادربزرگم در بستر مرگ در بیمارستان بود و خاله مجردم خیلی بی تابی میکرد و اصرار که خودم پیشش میمونم، کسی هم مخالفت نکرد، زن عموم منو کنار کشید و گفت: نزارید دختر مجرد تنها بیمارستان بمونه، شب میره بخش مردا، بلاخره دلش میخواد دیگه
انقدر شوک بودم که نتونستم جواب بدم
✍Amélie
Hani @weedlashya 🍁
Post #77169
16.8K
- 😐 244
- 😡 77
- 🤣 10
- 🗿 7
- ❤ 1
- 🥴 1