Q5.
💬: موقع آماده شدن برای دبیو، خاطرهای هست که یادتون مونده باشه؟
جونمیونگ:
فکر کنم بامزه ترینش اون دعوای الکیای بود که با اندرو داشتم. دوربینهای مداربسته هم ضبطش کرده بودن و الان هر وقت نگاهش میکنیم میشاشیم از خنده.
رایان:
یه بار با بچهها رفتیم کنار رودخونه. وقتی صبح داشتیم برمیگشتیم، طلوع آفتاب خیلی قشنگ بود و همون بیشتر از همه یادم مونده.
اندرو:
برای منم همون دعوام با جونمیونگ از همه به یاد موندنیتره. بعد از اون دعوا حتی صمیمیتر هم شدیم.
اندرسون:
اولین باری که همه با هم رفتیم فرودگاه خیلی خوش گذشت. با ویف تقریباً هر روز باحاله، واسه همین اتفاق خاصی نیست، ولی سفر کردن با بچهها همیشه لذت بخشه.
سمموئل:
واتربمب.
Post #506
12
Forwarded from wayfboys here