بخش دوم : پیر بوردیو و مقاومت نهادی در برابر دانش معتبر
مهتا بذرافکن
در ادامه کارگاه آموزشی مون درباره مطالعات بین رشته ای بحث « مقاومت نهادی» مهم. البته جذابه. چون مسئله را از سطحِ «چرا رشتهها با هم همکاری نمیکنند؟» به سطح عمیقتری میبره و می پرسه : چه کسی حق دارد درباره یک تاپیک (مثلا آب) دانش معتبر تولید و صلاحیت سخن گفتن درباره آن را دارد؟
در نگاه بوردیو، میدان علمی فقط فضایی برای رقابت ایدهها و نظریهها نیست؛ میدانی اجتماعی است که در آن، جایگاهها، اعتبار علمی و حق تعریف مسائل نیز توزیع میشوند. افراد و گروهها بر سر این هم رقابت میکنند که چه چیزی مسئله علمیِ معتبر محسوب شود، چه روشهایی پذیرفتنی باشند و چه کسانی صاحب صلاحیت شناخته شوند.
حالا این را به حوزه آب بیاریم.
فرض کنیم مهندسی آب درباره افت آب زیرزمینی پژوهش میکند و جامعهشناسی هم میخواد همون پدیده را بررسی کنه. مهندس ممکنه بر حجم برداشت، تراز آب، ضریب تغذیه و مدل هیدرولوژیک تمرکز کنه؛
جامعهشناس میپرسه چه روابط قدرتی برداشت را ممکن کردن، چرا برخی مصرفکنندگان به منابع دسترسی بیشتری دارن، چگونه برداشت بیرویه به یک هنجار اجتماعی تبدیل شده و چرا سیاستهای محدودکننده در بعضی زمینهها شکست میخورن.
این دو نگاه لزوماً رقیب یکدیگر نیستند بلکه پرسشهای متفاوتی درباره یک واقعیت مشترک یعنی افت آبهای زیرزمینی مطرح میکنند.
اما اگر در حوزه آب فقط یکی از این دو نوع پرسش از ابتدا علمی و تخصصی ارزیابی بشه، دیگه مسئله دیگه صرفاً اختلاف روششناختی نیست بلکه با نوعی مرزبندی نهادی درباره مشروعیت دانش روبهرو هستیم. مثلا نهاد دانشی آب در برابر علم اجتماعی مقاومت می کنه. اینجا بوردیو به فهم این مقاومت کمک می کنه.
بوردیو کمک میکند مقاومت را در سه سطح ببینیم
۱. سرمایه علمی (Scientific Capital): در هر میدان علمی، همه دانشها و همه افراد از اعتبار یکسانی برخوردار نیستند. برخی رشتهها به دلیل سابقه تاریخی، تسلط بر نهادهای آموزشی و پژوهشی یا پیوند با سازمانهای تصمیمگیرنده، سرمایه علمی بیشتری در یک حوزه خاص دارند. در نتیجه، ممکن است جامعهشناس حتی پیش از ارائه استدلالش، ناچار باشد توضیح دهد که چرا اساساً حق دارد درباره آب پژوهش کند.
۲. قدرت نمادین (Symbolic Power): قدرت فقط در این نیست که چه کسی بودجه یا امکان تصمیمگیری دارد؛ در این هم هست که چه کسی میتواند تعریف کند «مسئله واقعی آب» چیست. اگر مسئله آب از ابتدا صرفاً مسئلهای فنی تعریف شود، پرسشهای جامعهشناختی درباره نابرابری، فرهنگ، قدرت و عدالت ممکن است به حاشیه رانده شوند؛ نه لزوماً چون پاسخهای ضعیفی دارند، بلکه چون خارج از تعریف مسلط مسئله قرار میگیرند.
۳. دوکسا (Doxa) : دوکسا به باورها و قواعدی اشاره دارد که در یک میدان چنان بدیهی و طبیعی به نظر میرسند که معمولاً کسی درباره خود آنها پرسش نمیکند. برای مثال، این فرض که «آب اساساً موضوع مهندسی است و علوم اجتماعی فقط باید پیامدهای اجتماعی تصمیمهای فنی را بررسی کنند»، اگر بدون بحث پذیرفته شده باشد، میتواند یکی از همین پیشفرضهای بدیهیشده باشد.
در بحث مقاومت نهادی و مطالعات بین رشته ای مهم است که طرح کنیم که آیا مسئله فقط فهم عبور از مرزهای رشتهای است، یا اساسا در برابرطذح مسأله جدید مقاومت نهادی و قدرتی هم وجود دارد که این مرزها را تعیین و تلاش می کند آن را حفظ میکند؟
البته اینها فرضیههای تحلیلی برای فهم مقاومت نهادیاند؛ برای اثبات اینکه چنین سازوکاری در یک نهاد مشخص وجود دارد، باید به شواهدی مانند معیارهای استخدام و داوری، ترکیب کمیتهها، تخصیص بودجه و نحوه برخورد با پژوهشهای بینرشتهای رجوع کرد..
در مورد مثال آب نباید این سوتفاهم ایجاد شودکه همه متخصصان آب در برابر علوم اجتماعی مقاومت میکنند یا مهندسی ذاتاً سلطهگر است. بلکه برای فهم این مساله است که چه سازوکارهای نهادی در چه شرایطی، برخی شیوههای شناخت آب را معتبرتر از شیوههای دیگر برجسته می کنند.
#Interdisciplinary
🔷 @WaterForUs
Post #5560
151
آب و جامعه💧 بخش اول : «بینرشتهای» بودن واقعاً یعنی چه؟ مهتا بذرافکن بارها شنیدهایم: «آب یک مسئلهٔ بینرشتهای است.» درست است، اما دقیقاً چه چیزی یک پژوهش دربارهٔ آب را «بینرشتهای» میکند؟ اول باید یک سوءتفاهم را کنار بگذاریم: اینکه مسئلهای به چند حوزه مربوط باشد،…