تا وقتی صاف ایستادهای
سایهات بلند و محکم است
اما با اولین لغزش
خم میشوی و سایهات هم
دراز و کوچک روی زمین میافتد
ژست رفیعی که دیگر ارزش تحویل ندارد...
مرگ تدریجی اعتبار
٠۳:٠۵
•| •| 𝐂𝐨𝐫𝐍𝐄𝐑𝐬𝐇𝐨𝐓 |• @veteran_n · 63 subscribers •| 𝐂𝐨𝐫𝐍𝐄𝐑𝐬𝐇𝐨𝐓 |• •| در حالی که به دوردست به چراغهای لرزان شهر خیره شده بودم انگار تمام آن نقابهای بهظاهر موجه آدمها در نظرم رژه میرفتند دستی به یال سیاهش کشیدم و پرسیدم: میبینیشان ولور؟ چطور با تنی لرزان تقلا میکنند که زشتی درونشان را پشت جملات آراسته دفن کنند؟ گمان…
مرگ تدریجی اعتبار