🩸 𝑾𝒉𝒂𝒕 𝒊𝒇… 𝒍𝒐𝒗𝒆 𝒘𝒂𝒔 𝒕𝒉𝒆 𝒍𝒂𝒔𝒕 𝒕𝒉𝒊𝒏𝒈 𝒍𝒆𝒇𝒕 𝒂𝒍𝒊𝒗𝒆؟
همهچیز از یه سفر شروع شد...
ویولا فقط برای رقصیدن به رفت.
با یه چمدون،
یه رؤیا،
و مردی که قول داد منتظرش بمونه..
اما وقتی رفت..
پروازها لغو،
خیابون ها خالی،
و پر از وحشت شدند..
آدمها، دیگه شبیه آدمهای قبل نبودند...
دنیا در حال فروپاشیه.
و ماتئو...
ناپدید شده..
🩸 𝑽𝑰𝑶𝑳𝑨«ویولا...»
𝑨𝒑𝒐𝒄𝒂𝒍𝒚𝒑𝒔𝒆 • 𝒁𝒐𝒎𝒃𝒊𝒆 • 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆
«اون برای رقصیدن رفت...
اما مجبور شد برای زنده موندن بجنگه.»
صدای ماتئو از پشت تلفن میلرزید.
هر اتفاقی که افتاد، برنگرد.
ماتئو، تو کجایی؟!
فقط بهم یه قولی بده...
چه قولی؟
چند ثانیه سکوت کرد.
اینکه زنده بمونی.
و بعد صدای وهمآلود اون هیولاها تو گوشم پیچید.
نهنهنهنه ماتئوووووو!
جیغ های هیستریک وارم همهجا رو پرکرده بود..
ولی چه فایده..
وقتی که اون رفته بود!
و چه تلخ بود آخرین بوسه ی معشوقم..
https://t.me/+fdeb3JUGndY3ODg0