به دست سرکشش اجازهی پیشروی داد و در حالی که تمام حواسش روی چشمهای تهیونگ بود تا به محض این که کوچیکترین حرکتی که حس کرد، عقب بکشه، دستش رو آروم جلو برد و یه حرکت رفت و برگشتی، روی سینههای پهنش کشید.
꙳ ˚ᢉ𐭩 ⊹.ᐟ
↳ @VelvetFic
