نقد جالب یک جوان افغانستانی بر فرهنگ مردم افغانستان/
توقعِ حق از دیگری
مردم افغانستان، از تمام عالم طلبکاراند که چرا حقِ آنها را نمیگیرند و به رسمیت نمیشناسند. در زمان کرزی، به نیروهای ناتو اطلاع میدادند که در فلان منطقه، مراسم مردمی برگزار است و ناتو باید امنیتِ این مراسم را بگیرد. آن مراسم مردمی چه بود؟ سگجنگی. سگها را به جان هم میانداختند. یک جوان غربی از تگزاس و ملبورن و پاریس و برلین باید امنیت برقرار میکرد که در مراسم سگجنگی مشکل پیش نیاید و حیوانات بیزبان همدیگر را بدرند. عین همین قصه، در مراسم بزکشی جریان داشت. در مراسم جمعی و با شکوه، به جان جسد حیوان میافتاد و وحشیانه آن را تکهتکه میکرد. نیروهای بینالمللی وظیفه داشتند امنیتِ این نمایش قساوت را، که در آن بدن مثلهی شدهای حیوان در میان شور و شادی تماشاگران، دست بهدست میشود، تامین کنند.
سر و ته قصهی ما، توقع حق از دیگری است. از حق آموزش زنان و دختران خود دفاع نمیکنیم. توقع داریم مردم سرزمینهای دیگر، نه تنها این حق را تامین کنند، بلکه در برابر رفتن فرزندان ما به مکتب، به ما پول هم بدهند. از خاک و سرزمین و خود دفاع نکنیم، از همسایگانه شکایت کنیم که چرا خانه و خاک و سرزمین و خود را با ما شریک نمیکنند. انگار، ما مسئولیتی نداریم. عالم و آدام مؤظفاند برای ما دولت و کشور بسازند. مکتب و مدرسه بسازند. نظم حقوقی و اخلاقی بسازند. سرزمین خود را با ما شریک کنند. اگر این کارها انجام ندادند، بد هستند. ظالماند. محکوماند. تنها کار ما آن باشد که به خود زحمت بدهیم و یک «لقمهیِ آماده» را قورت بدهیم. جالبتر اینکه تمام گفتار و رفتار کسانی که «توقعِ حق از دیگری» دارند، نه تنها نفی و سلب حقِ دیگری، بلکه انکار وجودِ کسانی است که با آنها سرزمینِ مشترک داریم. حق، تابع مسئولیتپذیری است. ما بیآنکه مسئولیت بپذیریم حق میخواهیم و مسئول تامین این حق همواره دیگری است. مردمی که به این تقدیرگرایی حاد گرفتاراند، تقدیری جز بدبختی ندارند و نخواهد داشت.
کانال: @vatanban1
گروه: https://t.me/vatan_ban
Post #619
353
- 👍 16
- 👌 2