گریه امانش را بریده بود.
حرف کسی برای بهبود حالش کارساز نبود. بریده بریده و با بغض تعریف میکرد که در مهمانی جاریش از لباس او در جمع ایراد گرفته و خورد شده است، با اینکه همسر همیشه همراهش حمایتش کرده و در جواب گفته انتخاب من است من دوست داشتم بپوشد، باز قلب سرد او را گرم نکرده بود.
با شنیدن این ماجرا او خندهاش گرفته بود چراکه او بارها سیلی پدر، صورتش را برای حجاب گلگون کرده بود.
با طعنههای عزیزانش خو گرفته و بارها از زیر تیغِ نگاههای متعجب و مسخرهکننده رد شده بود.
این حرفها درنظرش در حد شوخی بیش نبود، اما ظرف وجودی آدمها یکی نیست. چالشهر کس به اندازه طاقت اوست و همانند یک نمودار هر بار رشد میکند.
باید به این موضوع واقف بود کسی که در مسیر غربت پا میگذارد در بیشتر مواقع برای دوام راه و توان برداشتن بار سنگین ایمان و دعوت، روحش باید وسعت پیدا کند؛ چرا که اگر وسعت نفس او با تکلیفش همخوانی نکند این بار به منزل نمیرسد و با هزار کجی روبرو میشود.
کسی که سیلی عزیزترینهایش را خورده به کرات در مقابل حرفهای نیشدار بیگانه و نگاه جامعه واکسینهتر برای ادای رسالتش میشود؛ چرا که میداند الگوی راستین این مسیر، اگر دشمنی قریش را متحمل شد قبلتر طرد شدن همخونهایش را کشیدهبود.
جانِ کلام اینکه؛ کسی که مسیر منتهی به بهشت را در پیش گرفته باید بداند این تاریخِ پر تکراریست بدون هیچ گونه استثنایی که رهروان این مسیر باید قلب و جانشان جهت کمال از کوره ناملایمات دنیا بگذرد و شیرازهی درهای رو به محبت دنیایشان کنده شود که همراه با سلاخی روحشان است.
باید آماده شود برای به صحنه نشاندن ودیعه نهانش بر کرسی دنیا و آن باری دیگر سیراب شدن دنیا از چشمه ایمان و معرفت است.
بدانیم کمال بسته به قیمتش بهایش نیز متفاوت است و این بها معاملهای برای وسعت است. هستند آنهای که بهایشان سردادن و یا در آتش افکندهشدن بود؛ همانان که مقربین شدند.
سود این معامله جایی دور نمیرود یا هدیه صبر بر مصائب امت تا دمیدن نور تجلی دوباره بر آن، یا آمادگی جهت پذیرفته شدن در بهشت.
#صبر
Post #2231
1.35K