عبادتهای شب، به شکل دیگری عزیزند.
سکون شب، شبیه آرامش یافتن یک جان تبدار است و چیزی که در آن رخ میدهد آنگار واقعیتر است.
خواندن آن نماز وتر بعد از شلوغی خانه در آن کنج امن همیشه بعد از دعوت فریبنده دنیا که تمام روز، زورش را زده و هزار رجز برای دعوت و مبارزه سروده، با آن تمدید باور آخر شب؛ همان دو آیه آخر بقره خنثی میشود.
هنوز که خواب تماماً تو را مغلوب نکرده، آرام آیات سوره ملک را زمزمه میکنی. دوباره یادت میآورد که هدف مرگ و زندگی، آزمودن و انتخاب بهترینهاست. به آسمان و آفرینش آن چشم بدوز که چگونه برای زینت و راندن شیاطین مزین شده. و بعد از این سیر، عذاب کافران را یادت میآورد بعد از بارها انذار و فرستادن هشدارهای بیسود.
یادت میآورد که چگونه زمین را برایت رام کرد که در آن از هر رزقی که نیاز است بیابی. اما با این وجود چگونه از حاصب آسمانی و در هم فرورفتن زمین ایمن شدهاید؟!
دعوتت میدهد به نگریستی بصیرانه به مانند دیدن بالزدن پرندگان بر فرازهای دور بدون رنج ومحنت، آیا از خود دربارهای راز پرواز پرسیدهای؟
میگوید تا فراموش نکنی هر آنچه بهرهی توست از دست و چشم و گوش امانت است و امان از ما آدمهای فراموشکار و ناسپاس.
آیات آخر را میخوانی؛ «و بزودی همه خواهند دانست که در گمراهی و که در هدایت است...»
بله... مصحفت را ببند حال که دلت ارام گرفته و به ماوای خود برگشته.
میخوانی آن بزرگترین آیه و به حرمتش نگهبانی تا خود صبح بر بالینت.
دستانت را باز میکنی؛ این خستههای از رنج روز آمده را و بر آن معوذتین میخوانی تا سه شوند و تمام جانت را متبرک با نسیم و نوازش آن میکنی.
حال چشمان سنگینت قصد خواب کردهاند و به آرامی زمزمه میکنی؛ بسمک اللهم اموت و احیاء.
و میسپاری خود را به کسی که مرگ و زندگیت در اراده اوست، پس آسوده بخواب.
چشمانت را میبندی و روحت سبک است چنانِ پَری سپید در هوا.
یاالله! جز باتو، کجا میتوان میان این همه آشوب، اینقدر آرامش پیدا کرد تا برای فردای زندگی دوباره بپاخیزی.
#شب
Post #2226
1.57K