این شبهای آبادی مالامال از سرما و سکون است.
سقف چوبی و پنجرههای آهنی، سوسوی بخاری و تیکتاک ساعت قدیمی؛ اینجا اتاق مادربزرگ است.
مشرف به ایوان و دیدی رو به باغهای به خواب رفته در دامن سفید کوههای حصار گونهی اطراف.
اتاقی کلنگی و بلند، درست وسط خانههای نوساخت آبادی.
شبیه قلعهای امن، فارغ از هیاهوی جهان.
چشمانم را میبندم، سکوت اینجا زیباترین نوایست که میتوان شنید و به خواب رفت در این ناکوکیِ دنیا...
#آبادی
#مادربزرگ
Post #2209
1.37K