در اين بازار پرآشوب دنیا، در این همهمهی نفس خواهی و بیمراعاتی، در این همه شعارهای انسان دوستی و وفاداری پوشالی؛ چه خوب است اگر دوست مومنی داری تو را برای رسیدن به بهشت یاری میکند.
او برای من همین است.
خوب گوش میدهد. حرفزدن با او را برای این دوست دارم که درددلی بیسرانجام نیست. او همیشه اخلاص و تلاش را یادم میآورد.
امروز که از جدال درونم؛ همان اخلاص پرتردید و شکوِههای بیثمرم گله کردم، برایم گفت: گنجینههایت را فراموش نکن همان اذکار و دعاهایی که احیاء میکنند و پشت آدمی را در این معرکه هیچ وقت خالی نمیگذارند.
گفت: اخلاص است که نفست را به میدان میآورد این نباشد که اخلاص معنا پیدا نمیکند. راحتی در کار دل نیست، محافظت میخواهد تا خود همیشه.
و در آخر گفت: درد شبهایت هم که چارهاش را بلدی؛ همانی که نورچشم ﷺ آن را برای خستگیهای دخترش توصیه کرد؛
از استغفار و تکبیر و تسبیح بشمار تا ۳۳ شوند. توام دختر این امتی.
هیچ یک از این کلام، برای من تازه و غریب نبود، نسیم پر درسشان بارها قلبم را نوازش کرده بود، اما یادآوری همیشه برای مای فراموشکار چاره و درمان است.
قلبهای ما را زود به زود غبار غفلت و کمطاقتی میپوشاند و چه خوب است آن روزهایی که خودت
بیرمقی، یار مومنی باشد که آن را از روی دل و جانت پاک کند و دوباره تو را به کارزار ایمان فراخواند، اما دلگرمتر از قبل.
#یادآوری
Post #2179
1.61K