نفس آدمی متزلزلتر از آن است که بخواهی تعریفش را بکنی یا برای فلان توفیق درونی تشویقش کنی.
این جدال درونی تو در مقابل نفست در جهت تربیت و رشدش هیچ وقت به چنان مرحلهای از کمال در دنیا نمیرسد که خیالت بابتش آسوده شود یا که بخواهی اعتمادی بکنی که دیگر چنان بزرگشده که بتواند دور از مراقبه و دستگیری تو بدون لغزش قدم بردارد.
نکته قابل توجه این که سلیقهی نفس بسته به موقعیت و زمانهای مختلف ممکن است تغییر کند؛ یعنی چیزی که امروز برایش بیرغبت است و تو به نوعی خیالت را راحت کردهای، فردا به طرز عجیبی به سویش میل پیدا کند و نتواند در مقابل دعوت فریبایش نه بگوید.
تو را چنان به چالش بکشد که خود را گم کنی، چبسا این گم شدن، تاوان همان تعریفی است که نابجا از نفست کردی.
خدانکند روزی که در شکست دیگری از نفسش، برای خودت کف زده باشی، اینجاست که دنیا دارمکافات است تو هم نفست را بازندهی همان کارزاری میبینی که دیگری شکست خورده بود و تو آن را از خودت دور میدیدی.
یادت باشد کار نفس در دیدن مصیبتهایی که هر بار در نفسی را میکوبد تنها عافیت خواستن است نه آسوده بودن؛ حتی اگر به آن بیمیل باشی.
#یادآوری
Post #1964
1.37K