امام مسلم در بخشی از حدیث ش(۲۲۳)
سخنی از پیامبر را روایت میکنند که قابل تأمل است:
《...و همهی مردم شب را در حالی به صبح میرسانند که دربارهی خویشتن داد و ستد میکنند...》
خوب در مورد این جمله بیندیش، تمام ساعات شبانه روز، لحظاتی که تولد هر ثانیهاش با مرگ دیگری رقم میخورد چقدر باارزش و درخور اهمیت است؛ چراکه ابدیتت را با جوهر این روزها مینویسی.
یکی نیست کسی که صبح را با تسبیح و استغفار به پیشواز خورشید میرود و آن ديگری که روزِ به نیمه رسیده را با خورد و نوش شروع میکند.
کسی که هر روز به نبرد منیت درونش برخواسته و در مقابل تمناهای بالابلندش قدم علم میکند یکی نیست با کسی که افسار زندگیش، در دستِ نفسِ دنیا خواهش است.
دوست من بیا که این تجارت را هر صبح و شام به خود یادآور شویم که عمر امروز امانتیست، که با آن فردایمان را معامله میکنیم.
حواسمان جمع باشد چه را در عوضِ چه میدهیم.
این معامله که حد وسطی ندارد،
چراکه:
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا
وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا
هر که نفس خویش را پاکیزه داشت،
رستگار شد.
و هر کس آن را آلوده ساخت،
ناامید و محروم گردید.
و تمام...
Post #1921
1.2K